تاریخچه معماری هنرهای تجسمی

جنبش‌های هنری در سده‌های ١٨ و ١٩ میلادی

اروپا و کشور نوظهور امریکا از اواسط سده‌های هجده و نوزده شاهد تحولات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی مهمی بود. انقلاب صنعتی در اروپا، انقلاب فرانسه بر علیه نظام استبدادی حاکم و انقلاب مردم امریکا بر علیه استعمار انگلیس از عوامل بسیار مهم در تغییر نگرش مردم نسبت به هنر بوده اند. در طول این دو سده به تدریج سلطهٔ کلیسا و حکومت های استبدادی بر مردم از بین رفت و فرهنگ اروپای غربی و امریکا، به تدریج دنیوی شد.

شکل گیری موزه‌ها و گالری‌های هنری، رواج خرید و فروش آثار هنری و نشر کتب و نشریات هنری باعث گسترش هنر در جامعه شد. رشد جامعهٔ شهری و طبقهٔ متوسط جامعه، سبب شکل گیری جنبش‌های هنری مختلف شد. این جنبش‌ها بیشتر در نقاشی تجلی یافته است. ظهور مصالح ساختمانی جدید اشکال جدیدی را در معماری پدید آورد.

نئوکلاسیسیسم

نئوکلاسیسیسم سبکی هنری است که در نیمه دوم سده هجدهم واکنشی علیه باروک و روکوکو به شمار می‌رود. از سوی دیگر گرایش به هنر آرمانی یونان و روم به عنوان تقلید از طبیعت در این مکتب شکل گرفت.

سوگند هوراتیوس‌ها، اثر ژاک لویی داوید، ۱۷۸۴، رنگ روغن روی بوم، ۳۳۰×۴۲۰ سانتیمتر، موزه لوور، پاریس

سوگند هوراتیوس‌ها، اثر ژاک لویی داوید، ۱۷۸۴، رنگ روغن روی بوم، ۳۳۰×۴۲۰ سانتیمتر، موزه لوور، پاریس

هنرمند معروف این سبک داوید (۱۷۴۸ – ۱۸۲۵) است. او در برابر سبک روکوکو طغیان کرد و سنت‌های کلاسیک را از نو به سبک فردی خود احیا نمود.

خانه توماس جفرسن رئیس جمهور امریکا، سدۀ ۱۸ میلادی، وِیرجینیا، امریکا

خانه توماس جفرسن رئیس جمهور امریکا، سدۀ ۱۸ میلادی، وِیرجینیا، امریکا

رمانتیسیسم

مکتب رمانتیک در هنرهای تجسمی، از اواخر قرن هجدهم یعنی از ۱۷۹۰ تا۱۸۴۰ هم زمان با احیای مکتب نئوکلاسیک تجلی یافت و در میانه قرن نوزدهم جانشین نئوکلاسیک شد. زادگاه این سبک انگلستان بود و مکتب منظره نگاری انگلیسی تأثیر بسیار گسترد‌های بر جنبش رمانتیک داشت.

پاگانینی، اثر اوژن دلاکروا، حدود ۱۸۳۲، رنگ روغن روی مقوا، ۲۸×۴۲ سانتی متر، مجموعه فیلیپس، واشنگتن

پاگانینی، اثر اوژن دلاکروا، حدود ۱۸۳۲، رنگ روغن روی مقوا، ۲۸×۴۲ سانتی متر، مجموعه فیلیپس، واشنگتن

جنبش‌های اجتماعی این عصر سبب دگرگونی در ذهن انسان اروپایی شد. در این مکتب نقاشان کارگاه نقاشی را رها کردند. آنها به طبیعت عشق می‌ورزیدند و براساس عاطفه و ذهن هنرمند رنگ‌ها را تابناک و سرزنده به تصویر می‌کشیدند. موضوعات معمولی و چهره‌های عادی را انتخاب و جایگزین تناسبات رسمی و قراردادی کردند. لازم به ذکر است که اینها همه در عصر «انقلاب صنعتی» یعنی گریز از ماشین و پناه بردن به دامان طبیعت بود.

شاخص ترین هنرمند رمانتیک دلاکروا است که دامنه امکانات بیانی این هنر را گسترش فراوان داد. او شیوه رنگ پردازی و قلم زنی خود را به نقاشان بعدی مخصوصا به امپرسیونیست‌ها انتقال داد. هنر نقاشی در عصر رمانتیسیسم، بیشتر موضوعات را از ادبیات الهام می‌گرفت. دلاکروا نیز داستان‌های تابلوهایش را عموما از ادبیات و رخدادهای روزگار خود بر می‌گزید.

رئالیسم

رئالیسم در میانه سدهٔ نوزدهم به وجود آمد که واکنشی در برابر خصلت آرمانی کلاسی سیسم و خصلت عاطفی و ذهنی رمانتی سیسم بود. انسان دوستی و علاقه به اصلاحات اجتماعی موضوعی بود که به تمام زوایای زندگی و هنر سدهٔ نوزدهم راه پیدا کرد. آنچه به نظر هنرمند جالب می‌آمد، اکنون در محیط خود او وجود داشت و این موضوع جالب، مردم  همان گونه که هستند  بود. نقاشی رئالیستی بازنمایی بدون آرمانگری در مفهوم صحنه با تمام خصوصیات پسندیده و ناپسندیده بود.

سنگ شکنان، اثر گوستاو کوربه، نگارخانه دولتی، درسدن (این تابلو در جنگ دوم جهانی ناپدید شد)

سنگ شکنان، اثر گوستاو کوربه، نگارخانه دولتی، درسدن (این تابلو در جنگ دوم جهانی ناپدید شد)

این نهضت با کوربه آغاز می‌شود. تابلوی «سنگ شکنان» او نخستین نمونه تمام عیار نقاشی به این شیوه است. او معتقد بود که هنرمند باید فقط چیزهای مرئی و ملموس را بازنمایی کند. او موضوعاتی چون زندگی و کار تهیدستان را انتخاب می‌کرد و راه را برای نقاشان دیگر حتی با دیدگاه‌های متفاوت گشود.

امپرسیونیسم و جریان‌های تأثیرگذار اواخر قرن ۱۹

امپرسیونیسم مهمترین پدیده هنری قرن ۱۹ اروپا و نخستین جنبش نقاشی مدرن به شمار می‌رود. آنها و تعدادی از پیروانشان احساس کردند که فقط بینندهٔ صرف طبیعت نیستند و هنرمند باید در خلق اثر هنری دخالت کند.

اصطلاح امپرسیونیسم را در سال ۱۸۷۴، روزنامه نگاری به ریشخند در مورد یکی از منظره‌های کلود مونه امپرسیون (طلوع آفتاب) به کاربرد. مونه نماینده واقعی این جنبش است. او بیست و شش منظره از کلیسای روئن را نقاشی کرد. در هر تابلو، کلیسا از یک نقطه دید ثابت ولی در ساعات متفاوتی از روز و در شرایط اقلیمی و جوی متفاوتی نقاشی شده است. پیسارو و رنوار از شاخص ترین امپرسیونیست‌ها هستند. عامل پیوند دهنده این نقاشان «حساسیت به رنگ» و «جلوه‌های ناپایدار نور و حرکت» است. نور نقش اصلی را در نقاشی امپرسیونیستی ایفا می‌کند و وظیفه هنرمند ثبت دقیق و فوری ارتعاشات زودگذر نور است. امپرسیونیست‌ها بیشتر در فضای باز نقاشی می‌کردند.

منظره کلیسای روئن در غروب آفتاب، اثر کلود مونه، رنگ و روغن روی بوم، موزه هنرهای زیبای بوستون

منظره کلیسای روئن در غروب آفتاب، اثر کلود مونه، رنگ و روغن روی بوم، موزه هنرهای زیبای بوستون

در اینجا لازم است اشاره ای به رودن برجسته ترین پیکره ساز فرانسوی این دوره شود. او همانند نقش امپرسیونیست‌ها در نقاشی، به نمایش حرکت و حالت سرزندگی در تندیس‌هایش پرداخت. هنر میکل‌آنژ نقش قطعی درشکل گیری سبک او داشت. رودن تندیس‌های ناتمام رها شده و پیوسته به تخته سنگ میکل‌آنژ را می‌ستود و بهترین تندیس‌های مرمرین و مفرغی اش را نیمه تمام رها می‌کرد.

متفکر، اثر آگوست رودن، مفرغ، ۱۸۷۹ - ۱۸۸۷

متفکر، اثر آگوست رودن، مفرغ، ۱۸۷۹ – ۱۸۸۷

«سزان» از دیگر نقاشان این مکتب، با روش علمی در صدد یافتن قواعد جدیدی برای نظم دادن به تجربه و ادراک رنگ بود. از نظر سزان «نقاش باید طبیعت را به شکل استوانه، کره و مخروط نشان دهد.»

برداشت زیبایی شناسانه سزان پیش درآمدی بر نگاه هنرمندان جنبش کوبیسم شد، تا جایی که او را پدر هنر مدرن می‌نامند. بر خلاف وی، «ونسان ون گوگ» از رنگ برای بیان عواطف خویش استفاده کرد.

اتاق نقاش در آرل، اثر ونسان ون گوگ، سال ۱۸۸۹ میلادی، رنگ روغن روی بوم، موزه اورسی، پاریس

اتاق نقاش در آرل، اثر ونسان ون گوگ، سال ۱۸۸۹ میلادی، رنگ روغن روی بوم، موزه اورسی، پاریس

در آثار هنری تولوز  لوترک زندگی معاصر با کاریکاتوری دلتنگ کننده و زننده بیان می‌شود. گراورهای ژاپنی بر کار او بسیار تأثیرگذار بودند. او با ساده کردن پیکره‌ها و چهره‌ها دخل و تصرفاتی در آنها به وجود آورد که زمینه‌ای برای اکسپرسیونیسم شد و نوآوری‌هایی انقلابی در هنر پوستر به وجودآورد.

سمبولیسم (نمادگرایی)

در دو دهه آخر قرن ۱۹ جریان‌های تازه ‌ای در هنر اروپا شکل می‌گیرد. جنبش سمبولیسم از جمله این جریان‌ها بود. سمبولیست‌ها تقلید از طبیعت را خوار شمردند و آن را تبدیل به سمبل یا نمادی از تجربه درونی آن واقعیت کردند. تفسیرهای آزادانه هنرمند از طبیعت جای شکل‌های قطعی جهان مرئی را گرفت و کم کم اسلوب کار هنرمند شخصی‌تر شد. هنرمند با رد شکل‌های قراردادی، از سلطه مفاهیم و معانی قراردادی نیز بیرون می‌آید. وظیفه هنرمند جستجوی سرچشمه‌های پنهان و مرموز آدمی است.

اثر درخت زندگی، سمبولیسم، اثر کلمیت

اثر درخت زندگی، سمبولیسم، اثر کلمیت

آنها به دنبال کشف و شهود بودند. سمبولیست‌ها در بیانیه ای اعلام کردند «ما به استقلال هنر باور داریم، هنر برای ما وسیله نیست بلکه هدف است. هر هنرمندی که چیزی جز زیبایی در نظر گیرد، در نظر ما هنرمند نیست…». شعار «هنر برای هنر» شیوه زندگی آنها بود. کلیمت از نقاشان جنبش سمبولیست است.

دیگر نقاشان (بدون مکتب)

در قرن نوزدهم تعدادی از هنرمندان جوان آزادانه مسیرهای فردی یا گروهی تازه‌ای در پیش گرفته و از حدود هر مکتب و شیوه بیرون قرار گرفتند. نخستین آنها گویا نقاش اسپانیایی بود. او هیچ مکتبی نداشت و در نقاشی‌های خود با بدبینی شدید و هجوی کابوس مانند، ستمگری زورمندان را به باد انتقاد می‌گرفت و از ستمدیدگان حمایت می‌کرد.

زنان در بالکن، اثر فرانسیسکو گویا، ۱۸۱۰-۱۸۱۵، رنگ و روغن روی بوم، موزه هنر متروپولیتن، نیویورک

زنان در بالکن، اثر فرانسیسکو گویا،۱۸۱۰-۱۸۱۵، رنگ و روغن روی بوم، موزه هنر متروپولیتن، نیویورک

دومیه نیز با تکنیک چاپ سنگی مقدار زیادی کاریکاتورهای اجتماعی و سیاسی برای چاپ در مجلات و روزنامه‌ها ساخت.

میله (میه) نقاشی است که تمایلات هر دو مکتب واقع گرایی و رمانتیک را در آثارش می‌توان دید.

خوشه چینان، اثر ژان فرانسوا میله، ۱۸۵۷ میلادی، رنگ و روغن روی بوم، موزه اورسه، پاریس

خوشه چینان، اثر ژان فرانسوا میله، ۱۸۵۷ میلادی، رنگ و روغن روی بوم، موزه اورسه، پاریس

2

نظر بدهید

مطالب را هر روز در ایمیل خود دریافت کنید.

[انصراف]