هنر و جامعه

هنر چگونه مهارت‌های کودکان را شکوفا می‌کند؟

این روزها مشغله اصلی خانواده‌ها، معلمان و به طور کلی کسانی که به گونه‌ای با مساله آموزش و پرورش کودکان در ارتباط هستند، علوم، ریاضیات، تکنولوژی و مهندسی‌ است و متاسفانه کمتر کسی به هنر می‌پردازد. در حالیکه مهارت‌های بسیاری هستند که کودکان تنها به واسطه هنر به آنها دست پیدا می‌کنند. مهارت‌هایی که نه تنها در حوزه هنر و آکادمیک مفید هستند، بلکه در موفقیت و پیشرفت در مراحل و شرایط مختلف زندگی نیز جایگاه بسیار بالایی دارند.

۱. خلاقیت

این که کودک شما بتواند به تفکر خودش اتکا کند، یک مساله را از جوانب مختلف بررسی کند و بتواند راهکارهایی غیر از آنچه همه به آن اشاره می‌کنند، دست پیدا کند؛ از نشانه‌هایی‌ست که او را از دیگران متمایز می‌کند. در یک برنامه هنری ممکن است از کودک خواسته شود که یک جمله را با حالت‌های مختلف بیان کند، یک خاطره را نقاشی کند، یا یک ریتم جدید برای یک موسیقی ارائه کند. اگر کودکان خلاقانه فکر کردن را تمرین کرده باشند، خلاقیت کم کم بخشی از تفکر امروز و آینده شغلی‌شان می‌شود.

۲. اعتماد

تئاتر می‌تواند در رشد این مهارت نقش بسیار چشمگیری داشته باشد؛ زیرا نه تنها به کودک انتقال درست و متقاعد کننده یک پیام را می‌آموزد، بلکه اعتماد به نفس او را روی صحنه نمایش تقویت می‌کند. تمرین تئاتر به کودکان یاد می‌دهد که از حالت خمودگی خارج شوند، اشتباه کنند و از اشتباه‌هایشان درس بگیرند. همچنین آنها را برای ارائه سخنرانی در برابر جمعیت آماده و مطمئن می‌سازد.

۳. حل مساله

محصولات هنری زاییده حل مساله هستند. این خاک رس را چطور به یک مجسمه تبدیل کنم؟ شخصیت من در برابر شرایط مختلف چطور واکنش نشان دهد؟ کودکان به واسطه هنر، بدون آنکه متوجه شوند، دائم در حال تمرین و پیشرفت مهارت حل مساله هستند. مهارت حل مساله یکی از موثرترین مهارت‌ها در آینده شغلی آنهاست.

Problem_Solving-w600

۴. پشتکار

وقتی کودکی برای اولین بار ویولن دست می‌گیرد، می‌داند که نمی‌تواند بلافاصله موسیقی باخ بنوازد. اما وقتی تمرین می‌کند، تکنیک‌ها و مهارت‌های مربتط با نواختن را یاد می‌گیرد و زود خسته و تسلیم نمی‌شود، آنگاه برگزاری کنسرت باخ دیگر یک رویای دور از دسترس نیست. در دنیایی که رقابت رشد سرسام‌آوری دارد، افراد باید بطور مستمر مهارت‌هایشان را ارتقا دهند و پشتکار در نیل به این منظور نقش مهمی دارد.

۵. تمرکز

توانایی تمرکز یکی از مهارت‌های کلیدی در به ثمر رساندن یک کار گروهی است. حفظ تعادل بین گوش کردن به دیگران و همکاری در کار به تمرکز و توجه بسیاری وابسته است. برای این منظور لازم است هرکدام از شرکت کننده‌ها نه تنها در مورد نقش‌شان فکر کنند، بلکه باید در نظر داشته باشند که چطور نقش‌شان در ارائه تصویر بزرگتری از خلاقیت و نوآوری می‌تواند مفید باشد. مطالعات و تحقیقات اخیر نشان می‌دهد که شرکت در کارها و فعالیت‌های هنری توانایی کودکان در تمرکز به مفاهیم زندگی را افزایش می‌دهد.

creatieve-oplossing

۶. ارتباطات غیرکلامی

از طریق تجربه‌های به دست آمده در آموزش تئاتر و رقص، کودکان با مکانیزم و نقش زبان بدن آشنا می‌شوند و راه‌های مختلف برای حرکت و انتقال پیام و احساسات به کمک آنها را می‌آموزند.

۷. دریافت بازخورد سازنده

بخشی از هر آموزش مهارت هنری دادن بازخوردهای سازنده در مورد اجرا یا اثر هنری است. کودکان یاد می‌گیرند که بازخورد بخشی از فرآیند آموزش است و نباید از آن ناراحت شوند یا برداشت شخصی داشته باشند. بلکه یک اتفاق مفید و اثربخش است و هدف آن، بهبود مهارت‌ها و ارزیابی هر قدم در کار است.

۸. همکاری

بسیاری از دیسیپلین‌های هنری در باطن بر پایه همکاری استوار هستند. از طریق هنر، کودکان کارکردن با یکدیگر، اشتراک‌گذاری، مسوولیت و از خودگذشتی در برابر دیگران برای رسیدن به هدف مشترک را می‌آموزند. وقتی کودک بخشی از یک گروه نوازندگی موسیقی، تٍئاتر یا رقص است، کم کم یاد می‌گیرد که همکاری آنها برای موفقیت گروه لازم است. از طریق این تجربه‌ها مودک اعتماد به دست می‌آورند زیرا نقش آنها در به ثمر رسیدن یک هدف ارزشمند شمرده می‌شود حتی اگر آنها مهمترین نقش را ایفا نکرده باشند.

maxresdefault-w600

۹. فداکاری

وقتی کودک باید تمام تلاش خود را برای به ثمر رساندن یک کار یا اجرای هنری به کار بگیرد، یاد می‌گیرد که در کنار تلاش باید برای به ثمر رسیدن نتیجه مطلوب فداکاری نیز بکند. آنها تلاش می‌کنند تا وظایف و مسوولیت‌هایشان را به موقع انجام دهند و به کار و تلاش دیگران احترام بگذارند. در اجرای کارهای هنری، جایزه این فداکاری احساس گرم و لذت بخشی است که هنگام دست زدن تماشاچیان در پایان اجرا به کودکان دست می‌دهد و نشان می‌دهد که آنچه انجام داده‌اند، ارزشمند بوده است.

۱۰. پاسخگویی

وقتی کودکان برای ساختن چیزی به کمک و همکاری با دیگران تلاش می‌کنند، به تاثیر گذاری تلاش و کارشان بر دیگران عادت می‌کنند. بدین ترتیب یاد می‌گیرند که وقتی آمادگی لازم نداشته باشند و یا کار را به موقع تحویل ندهند، دیگران آسیب می‌بینند و ناراحت می‌شوند. از طریق هنر، به کودکان آموزش داده می‌شوند که اشتباهشان را بپذیرند و در قبال آن احساس مسوولیت کنند. آنها کم کم یاد می‌گیرند که هنگامی که اشتباهی را مرتکب می‌شوند چه اتفاقی رخ می‌د هد، زیرا اشتباه و خطای آنها بخشی از فرآیند آموزش در هنر است.

 

3

نظر بدهید

مطالب را هر روز در ایمیل خود دریافت کنید.

[انصراف]