طراحی صنعتی طراحی محصول

طراحی صنعتی در عصر حاضر: مهندسی یا هنر؟

طراحی (دیزاین) در لغتنامه آکسفورد چنین تعریف شده: «طرح ریزی و ترسیم اشیاء، ساختمان‌ها و پوشاک قبل از تولید، به منظور نمایش ظاهر، عملکرد و طرز استفاده از آنها».

طراحی صنعتی در حوزه تولید انبوه محصولات و توزیع آنها میان طبقه متوسط جامعه چنین مفهومی را دارا است. اگر این تعریف را بپذیریم این سؤال پیش می‌آید که چرا طرح‌های برگزیدهٔ مسابقات بین المللی بیشتر به آثار هنری مدرن شباهت دارند تا محصولی کاربردی که عموم افراد جامعه توانایی تهیه آن برای استفاده روزمره خود را داشته باشند؟

به عنوان مثال چراغ LED1 طراحی شده توسط Tunto که برنده مسابقه بین‌المللی Good Design Award در سال ۲۰۰۹ شده است ظاهری زیبا و تحسین برانگیز دارد اما به احتمال زیاد قشر متوسط جامعه پولی بابت خرید آن نمی‌پردازند، زیرا چنین محصول چشمگیر و مدرنی برای استفاده مداوم و روزمره آنها مناسب نیست. خریدار این محصول احتمالاً مدیر عامل شرکتی است که برای حفظ وزن بصری میز کار خود و یا ایجاد حسی خاص در دفتر کار از آن استفاده می‌کند.

طراحی صنعتی

امکان تهیه محصولات برگزیده در مسابقات بین‌المللی که بعضی مواقع نیز فوق‌العاده به نظر می‌رسند به علت قیمت بالای آنها برای همه افراد میسر نیست، و یا به حدی پیچیده و مفهومی طراحی شده اند که تولید آنها با استفاده از تکنولوژی حال حاضر بسیار گران و پرهزینه تمام می‌شود. به طور کلی این جوایز اعتبار کافی به محصولاتی که به طور روزمره از آنها استفاده می‌کنیم و طراحان ساعت‌ها وقت برای خلقشان صرف کرده‌اند نمی بخشند..

ما در زندگی روزمره فراموش می‌کنیم که در حال استفاده از تکنولوژی و قطعات مکانیکی هستیم. به ماوس و کیبوردی که هم اکنون زیر دستانتان هستند دقت کنید، یک طراح ساعت‌ها بر روی فرم، مهندسی ساخت، تولید و ارگونومی آنها مطالعه کرده است تا ما بتوانیم به راحتی از آنها استفاده کنیم، بدون اینکه جایزه‌ای دریافت کرده باشد.

به ارگونومی صندلی که بر روی آن نشسته‌اید توجه کنید. ممکن است صندلی ساده‌ای به نظر برسد اما یک طراح با مشورت چند ارگونومیست بر روی آن مطالعه کرده تا با رعایت اصول طراحی، محصولی راحت برای مصرف کننده، مقرون به صرفه برای تولید کننده، و با کمترین میزان آسیب رسانی به محیط زیست، طراحی کند. با این اوصاف می‌توان گفت با وجود این که علم مهندسی بیشترین نقش را در طراحی صنعتی دارد، اما بخش تحسین برانگیز آن به شمار نمی‌رود.

قبل از تولید طرح نهایی، باید نقشه‌هایی جامع و گویا ترسیم شوند تا سازندگان قطعات بدون هیچ ابهامی متوجه ذهنیت طراح نسبت به فرم، کلیت و همینطور اجزاء محصول مورد نظر شوند.

بعضی مواقع این کار توسط خود طراح انجام می‌شود و یا مسئولیت آن را به یک نقشه کش واگذار می‌کند. طراحانی نیز وجود دارند که تنها فرم کلی را با خطوط به تصویر می‌کشند (یا به اصطلاح اسکچ می‌زنند) و بقیه کار را به مهندسین می‌سپارند، برای این عده دیزاین هنر محسوب می‌شود، چرا که خود را درگیر هیچ کدام از بخش‌های مهندسی پروژه نمی‌کنند.

از طرف دیگر برای طراحانی که خود را درگیر بخش فنی و محاسباتی کار می‌کنند دیزاین به نوعی علم مهندسی است. معمولاً دانشجویان علاقه دارند محصولاتی با ظاهر جذاب و مدرن طراحی کنند غافل از اینکه ممکن است بخش مهندسی آن نادیده گرفته شده باشد و یا برای تولید بیش از حد پیچیده یا پرهزینه شود.

محصولی که توسط دیزاینر طراحی می‌شود، باید در عین حال که مانند یک اثر هنری زیبا به نظر می‌رسد، در قسمت ساخت، تولید و تعدیل هزینه‌ها نیز به دقت مهندسی شده باشد تا همه افراد قادر به خرید آن باشند. این همان ‌جایی است که طراحی صنعتی معنا میابد.

با شروع انقلاب صنعتی مردم به لزوم وجود متخصصانی  که توانایی طراحی محصولات با قابلیت تولید سریع، ارزان و کاربردی را داشته باشند، پی بردند. این نوع تولید باعث شده بود افراد بیشتری از محصولات استفاده کنند؛ محصولاتی که پیش از آن با هزینه زیاد، توسط پیشه‌وران حرفه‌ای ساخته و فقط توسط افراد متمول خریداری می‌شدند. پس از آن محصولات کاربردی به سرعت در خانه ها مورد استفاده قرار گرفتند و همین  اتفاق پیش زمینه تبلیغات و بازاریابی شد. به هر روی ترفندهای فروش قسمتی از ماجرا است، اما در واقع طرح موفق همان محصولی است که همه یک نمونه از آن را دارند و یا دوست دارند که داشته باشند. به طور کلی می‌توان گفت طراحی صنعتی هنر مهندسی است.

 

2

نظر بدهید

مطالب را هر روز در ایمیل خود دریافت کنید.

[انصراف]