تاریخچه معماری هنرهای تجسمی

نگاهی بر نسخه‌های رامایانا در دربار مغولان

بستر مناسب تساهل دینی که توسط بیشتر پادشاهان مغول هند به ویژه اکبر فراهم شده بود باعث گسترش مراودات دینی در این دوران شد. یکی از نتایج این رویکرد ترجمه و تولید نسخه‌­هایی از کتاب­های مقدس هندوان بود، نسخه‌هایی ترجمه شده به زبان رسمی دربار یعنی پارسی و حاوی نگاره‌هایی بدیع از داستان­‌های مربوطه.  رامایانا که به همراه مهابهاراتا یکی از دو متن اسطوره­ای مشهور آئین هندوان است، در اواخر سدۀ شانزدهم میلادی به دستور اکبرشاه به زبان پارسی ترجمه و نسخه‌ه­ای از آن به همراه نگاره‌­هایی بدیع برای استفاده او تهیه شد.

ترجمه رامایانا با مدیریت شخصی به نام «بداونی» به مدت چهار سال به درازا کشیده و در سال ۱۵۸۰ پایان یافت. از نکات جالب توجه در این رابطه نارضایتی بداونی از انجام این عمل است؛ زیرا ترجمۀ کتابی کفرآمیز از نگاه او عملی بر خلاف آموزه­‌های اسلامی و وحدانیت پروردگار و تنها به خاطر اجبار به فرمانبرداری از دستور شاه صورت گرفته بود؛ تا جایی که او از رامایانا با عنوان «کتاب سیاه» یاد کرده است.

رامایانای اکبر

نسخه رامایانای اکبر دارای سیصد و شصت و پنج برگ و یکصد و هفتاد و شش نگاره است. نام خوشنویس اثر در جایی ذکر نشده و اثر نهایی همراه با نگاره‌­ها در تاریخ بیست و هشتم ذیحجۀ سال ۹۹۷ هجری قمری مصادف با ششم نوامبر ۱۵۸۹ پایان یافته است. این نسخه هم اکنون در موزه مهاراجه سُوای مان سینگ دوم (Mahārājā Sawai Man Singh II) در شهر جیپور در راجستان نگاهداری شده و دسترسی به آن بسیار سخت و تقریبا غیرممکن است و تنها عده معدودی از پژوهشگران توانسته‌­اند به نسخه اصلی دسترسی داشته باشند.

با نگاهی به نگاره­‌های این نسخه درمی­‌یابیم که موضوعات مرتبط با نبرد و جنگ نسبت به موضوعات دیگری همچون مراسم آئینی و عاشقانه دست بالا را دارند. این رویکرد در مقایسه با نسخه­‌های محلی که توسط دربارهای کوچک هندو تولید شده، قابل ملاحظه است و نشان می‌­دهد که در دربار مغولان پرداختن به موضوعات آئینی و مذهبی در مقایسه با دربارهای کوچک هندو کمتر مورد توجه بوده. از نکات قابل توجهی که در رابطه با شیو‌ه­‌های هنری به­‌کار رفته می­‌توان بدان اشاره کر، شباهت و الگوبرداری بالایی است که از نگاره­‌های دربار صفوی ایران صورت گرفته؛ به ­طوری که چهره‌­ها، رنگ­‌ها، شیوه‌­های طراحی و کاربرد خطوط، تزئینات و سایر عناصر بصری موجود در این نگاره­‌ها بیشتر کیفیت ایرانی دارد. مثلا در ترسیم برخی از دیوها و موجودات اهریمنی شباهت زیادی با دیوهایی که در نسخه­‌های شاهنامه تولیدی دربار صفوی می‌­توان دید؛ دیوهایی با سر و شاخ مهیب و بدن­‌هایی خالدار.

برپایه سنت رایج در کارگاه هنری دربار مغولان معمولا نگاره­‌ها حاصل کار گروهی بودند، یعنی طراح وظیفه طراحی نگاره­‌ها را برعهده داشت و رنگ­‌آمیزی با عنوان «عمل» شناخته می­‌شد. پس وقتی در یک اثر در گوشه‌­ای عبارت «عمل … (فلان شخص)» را دیدیم بدان معنی است که رنگ‌­آمیزی نگاره توسط شخص مزبور انجام گرفته. به همین شکل، هر وقت عبارت «طرح … (فلان شخص) را دیدیم یعنی طراح اثر آن شخص بوده است.

Figure1-1001boom

رویارویی راما با خدای دریا «سومادرا»

همان­گونه که در نگار‌ه­ای از رامایانای اکبر می‌­بینیم کتیبه متنی در بخشی از تصویر (در اینجا در بخش بالایی) قرار گرفته و به روایت داستان مربوطه می‌پردازد. در برخی از نگاره­‌ها همچون این نمونه کتیبه­‌های متنی بخش قابل توجهی از صفحه را اشغال می­‌کند. البته در برخی از نگاره­‌های دیگر شیوۀ ظریف­‌تری به­‌کار رفته و کتیبه­‌های متنی با مهارت در زمینه سازه‌­های معماری یا بخش­‌های کم اهمیت­‌تر نگاره جای گرفته تا کمترین آسیب را به روایت تصویری داستان وارد کند.

رامایانای حمیده بانو بیگم

حمیده بانو بیگم (۱۵۲۷-۱۶۰۴) همسر شاه درگذشته همایون و مادر اکبر از زنان متنفذ درباری بود که علاقه زیادی به مطالعه نسخه‌­های خطی و نگارگری شده داشت. از این رو، اکبر دستور تولید نسخه‌­ای از کتاب رامایانا را برای مادرش صادر کرد که حاصل آن نسخه­‌ای زیبا و بدیع با ۵۶ نگاره بود که در سال ۱۵۹۴ آماده شد. حمیده بانو بیگم گرایش ویژه‌­ای به داستان رامایانا داشت، از این­رو که در هنگام فرار با همسرش همایون در جریان شورش در پایتخت و پناه آوردن به دربار صفوی و اقامت اجباری به مدت ۱۰ سال در ایران همواره یار و همراه همسرش بوده و این موضوع را به وفاداری و همراهی سیتا همسر راما در داستان رامایانا ارتباط می‌­داد. این موضوع باعث می­‌شد تا داستان رامایانا که یکی از موضوعات اصلی آن وفاداری و همراهی سیتا به همسرش راما در شرایط سخت بود همواره مورد توجه او باشد.

از ویژگی­‌های بارزی که در نگاره‌­های این نسخه می‌­توان مشاهده کرد ظرافت بالایی است که در ترسیم اندام اشخاص، چهره­‌ها و اندام حیوانات و گیاهان به­ کار رفته است، گویی همخوانی و تناسب حساب­‌شده­‌ای با روحیه حساس یک زن درباری به­ عنوان صاحب اثر مدنظر هنرمندان بوده است.

خداحافظی راما از پدرش همراه با برادرش لاکشمانا و همسرش سیتا

خداحافظی راما از پدرش همراه با برادرش لاکشمانا و همسرش سیتا

همان­طور که دیده می‌­شود ظرافت و لطف ویژه‌­ای در این تصویر با انحنای بدن­‌ها، تزئینات ظریف و استفاده از گربه­‌ها و طاووس­‌های خرامان در تصویر اعمال شده است. آرایش کلی اشخاص حول یک حلقه بزرگ صورت گرفته که یادآوری از سنت­‌های چیدمان دایره‌­وار و حساب­‌شده نگاره‌­های ایرانی (همچون آثار کمال­‌الدین بهزاد) می­‌تواند به ­شمار آید.

امروزه نگاره­‌های رامایانای حمید بانو بیگم در یک مجموعه به چشم نمی­‌خورد بلکه برگه‌­هایی از آن در موزه‌­ها و گالری­‌های مختلف جهان پراکنده است. به نظر می‌­رسد که بزرگترین بخش از این صفحات در موزۀ هنرهای اسلامی قطر قرار داشته باشد.

رامایانا عبدالرحیم خان خانان

عبدالرحیم خان خانان (۱۵۵۶-۱۶۲۷) در دربار اکبر و فرزندش جهانگیر منصب وزیر اعظمی داشت. او علاوه بر اشتغال به سیاست، گرایش قابل­ توجهی به هنر و ادبیات داشت تا جایی که کارگاهی اختصاصی از هنرمندان تشکیل داده بود و نسخه‌­های خطی ارزشمندی از کارگاه مذکور حاصل شد. یکی از این این کتاب­‌ها نسخه‌­ای از رامایانا بود که در سال ۱۵۹۹ تولید شد. بنابر گفته‌­ای از خود عبدالرحیم نسخه مزبور حاوی ۱۳۵ نگاره بود، ولی نسخه کاملی که از آن هم اکنون در گالری فریر و سکلر موجود است تنها حاوی ۱۳۰ نگاره است.

در نگاره­‌های این نسخه رد پای شیوه­‌ها و رویکردهای بومی هندی و همچنین اروپایی به میزان بیشتری نسبت به دو نسخه پیشین (اکبر و حمیده بانو) قابل مشاهده است. از سویی دیگر نداشتن تجانس و یک­دستی مهارت و ظرافت در بین نگاره‌­های این نسخه بیش از دو نسخۀ پیشین است. بخشی از این نداشتن تجانس می‌­تواند حاصل وجود تعداد نسبتا زیاد هنرمندانی باشد که درگیر تولید این نسخه بوده‌­اند. از نظر موضوعی نیز تعداد نگاره­‌هایی که به صحنه­‌های جنگ و درگیری می­‌پردازد در این نسخه همچون نسخۀ اکبر بیش از سایر صحنه­‌هاست. لازم به ذکر است که دسترسی کامل نداشتن به تصاویر و یا فهرستی از نگاره­‌های رامایانای حمیده بانو قضاوت دربارۀ کمیت انواع صحنه­‌های آن­را امکان­‌پذیر نمی‌کند. یکی دیگر از نکته‌­های جالب توجه در این نسخه آن است که بیشتر صورت­‌ها از نیمرخ ترسیم شده‌اند، شیوه­‌ای که در هنر نگارگری بومی هند رواج قابل ملاحظه‌­ای داشت.

راما در نبرد با ویراب‌ها

راما در نبرد با ویراب‌ها

همان­گونه که در تصویر مشاهده می­‌کنید، دیوی با بدن خالدار از آسمان در حال پرواز است که نیزۀ سه شاخۀ او توسط تیری که از کمان راما جسته مورد اصابت قرار می‌­گیرد. حالت اندام انسانی در نگاره­‌های این نسخه در مقایسه با دو نسخۀ پیشین تا حدود خشک و غیرقابل انعطاف به نظر می­‌رسد؛ حالتی که در اینجا در اندام خشک و عروسک‌­وار راما و برادرش می­‌توان دید.

در میان نسخه‌­هایی که از داستان رامایانا در دربار مغولان هند تولید شد، سه نسخه­‌ای که در بالا اشاره کردیم، نسخه­‌هایی شاخص و اصلی به حساب می­‌آیند. البته یک نسخۀ دیگر نیز در یک دربار محلی در شهر اورچها (Orchha) در سال ۱۶۰۵ تولید شد که نگاره‌­های آن را می­‌توان در راستای نگاره­‌های این سه نسخه مورد ارزیابی قرار داد؛ ولی از آنجایی که متن آن به زبان پارسی نبوده و به زبان هندیست از پرداختن بدان در اینجا خودداری کردیم.

نمونۀ دیگر نیز نسخه‌­ای از رامایاناست که در حدود سال ۱۷۱۵ در دوران زمامداری فرّخ سیَر در دربار مغولان تولید شد. ترجمۀ این نسخه با ترجمه­‌های سه نسخۀ شاخص مورد اشاره متفاوت بوده و توسط شخص دیگری انجام گرفت. نکتۀ مهم در مورد نگاره­‌های رامایانای فرّخ سیر آن است که شیوۀ به­ کار رفته در آنها بر پایۀ شیوۀ راجستانی بوده و از شیوۀ ایرانی که در دوران اکبر دست بالا را داشت، بسیار متفاوت است. این شیوه در اصل یکی از شیوه‌­های بومی هندیست و شاید تنها متن آن رگه‌­ای از ایرانی بودن را نمایانگر سازد و نه چیزی از نگاره­‌های آن. به همین دلیل است که در زمرۀ نسخه­‌های شاخص مغولی گنجانده نمی­‌شود.

به هر صورت، این نسخه­‌های بدیع و شکوهمند که حاصل دسترنج هنرمندان زیادی بوده، نمایی از فرهنگ منحصر­به­‌فرد آن دوران در شبه­ قارۀ هند را آشکار می‌کند. تسامح و تساهل دینی و مذهبی نه تنها در مناسبات شخصی (همچون ازدواج شاه و بزرگان دربار با دختران هندو) بلکه در جلوه‌­های فرهنگی آن دوران قابل مشاهده است. این جلوه زمانی بیشتر اهمیت می‌یابد که به نقش هنر نگارگری و تولید نسخه‌­های خطی در آن دوران به عنوان رسانه‌­ای مهم و تأثیرگذار در دربار و افراد ردۀ بالای حکومتی توجه کنیم. نسخه‌­هایی از این دست نه تنها نمایانگر روح تعامل و تساهل مذهبی سفارش­‌دهندگانشان بود بلکه به نوبۀ خود تاثیرات مستقیم و غیرمستقیمی نیز در سیاست­گذاری و رویکرد تصمیم­ گیرندگان کلان حکومتی نسبت به جمعیت عظیمی از شهروندان هندوی ساکن در امپراتوری مغولان هند* را به دنبال داشت.

*در منابع گوناگون پارسی از واژگانی همچون گورکانیان، بابری­‌ها و مغولان اعظم برای نامیدن این امپراتوری یاد شده ولی در اینجا به دلیل ارجاع بیشتر به منابع انگلیسی که در آنها «امپراتوری مغول» ذکر شده همان مغولان هند یا مغولان به ­کار رفته است.

 

0

نظر بدهید

مطالب را هر روز در ایمیل خود دریافت کنید.

[انصراف]