گرافیک هنرهای تجسمی

چرا نیازی نیست تایپوگرافی شما خوانایی داشته باشد؟

جیسون تیگ کرنفورد توضیح می‌دهد که چگونه با افزایش عدم سلیس بودن و درعین حال با حفظ خوانایی، می‌توان علاقه بصری را افزایش داد. اگر از طراحان بپرسید هدف آنها از یک تایپوگرافی خوب چیست، اغلب آنها بدون تفکر زیاد پاسخ می‌دهند: «خوانایی از همه چیز مهم‌تر است.» اما می‌توان گفت تایپوگرافی خوب در مورد درک است، تایپوگرافی خوب در مورد توانمندسازی خواننده برای پردازش آنچه که در حال خواندن و تبدیل آن اطلاعات به دانش است. 

خوانایی، کیفیتی از تایپوگرافی است که باعث می‌شود خواندن متن برای دوره‌های پایدار زمانی با حداقل فشار به خواننده از طریق ایجاد متنی که به سرعت قابل تشخیص باشد، آسان شود. با این حال، تمرکز بر خوانایی به عنوان کیفیت اصلی یک تایپوگرافی خوب، خوانش را به یک مسابقه تبدیل می‌کند.

داشتن قابلیت خوانایی به عنوان یک هدف مانند تلاش برای برنده شدن در یک مسابقه پرش ارتفاع است: ما می‌خواهیم با بیشترین سرعت ممکن از موانع عبور کنیم. خوانایی همانند مانند یک ماراتن است، که در آن سرعت مهم است، اما مهم‌تر از آن، استقامت است: شما می‌خواهید با بیشترین سرعت ممکن از موانع عبور کنید، اما این بدان معنی است که به گونه‌ای قدم بردارید که قبل از خط پایان از نفس نیوفتید.

هدف نهایی خواندن متن، سرعت و یا حتی استقامت نیست، بلکه حفظ و درک مطلب است. بنابراین، هدف شما به عنوان یک طراح، باید کمک به خواننده در به خاطر سپردن و فهم آنچه که خوانده می‌شود باشد، در حالی که اجازه می‌دهید این کار با بیشترین سرعت ممکن انجام گیرد.

فهم و خوانا بودن لازم و ملزوم نیستند، بلکه گاهی نیز در تضاد هستند. اضافه کردن کمی‌ اصطکاک برای کم کردن سرعت خواننده در واقع به افزایش درک وی منجر شود.

وقتی خوانایی و قابلیت خواندن یک مشکل است

به طور سنتی، خوانایی از طریق استفاده از فونت‌های بسیار خوانا، رنگ‌های بسیار متضاد و طول خط موزون و فاصله‌گذاری مناسب حاصل می‌شود. آلن هیلی در مقاله‌ای به نام “درباره خوانایی” در Fonts.com می‌گوید: «یک ماکسیم تایپوگرافیک طویل آن است که دارای فونت‌های خوانای “شفاف” برای خواننده باشد.» علاوه بر این، خواناترین نوع نوشتار شامل ویژگی‌های برجسته بوده و ویژگی‌های طراحی را دربردارند.

بنابراین، به گفته هیلی، مزیت یک متن خوانا این است که اجازه می‌دهد تا خواننده با یک سرعت امکان‌پذیر از متون عبور کرده و در عین حال، تایپوگرافی با پیام اصلی نویسنده، شفاف می‌شود.

fig-01

در تصویر بخشی از “اولیسس” جیمز جویس را مشاهده می‌کنید که در توپوگرافی خود دارای هیچ گونه “سرعت‌گیری” نیست، و حتی نقطه‌گذاری و پاراگراف‌ها را حذف کرده است. از نظر تئوری، این متن باید خوانایی بسیار بالایی داشته باشد، درست است؟

باید بگوییم در کمال تعجب، در صورتی که طراحی خیلی سلیس باشد، شفافیت در واقع ممکن است یک مانع برای درک پیام از سوی کاربر باشد. با توجه به مطالعه دانیل اوپنهایمر و همکارانش که در دپارتمان روانشناسی دانشگاه پرینستون انجام شد: «هنگامی‌ که مردم چیزی آسان را برای خواندن پیدا می‌کنند، فکر می‌کنند که بر آن تسلط دارند.» در مقابل، محققان بر این باورند که خواندن فونت‌های سخت‌تر، احساس عدم تسلط را تحریک و پردازش عمیق‌تر را تشویق می‌کند.

هنگامی‌ که تایپوگرافی خوانایی کمتری داشته باشد، خواننده را به شدت وادار می‌کند که توجه خود را متمرکز کند و در واقع به حفظ و پردازش عمیق‌تر اطلاعاتی که در حال خواندن است کمک می‌کند. در واقع، اوفنر دریافت که افزایش عدم سلیس بودن در متن و استفاده از فونت‌های دست خطی مانند Comic Sans در سطح کنتراست پایین‌تر – صفاتی که معمولا با خوانایی ضعیف‌تر همراه است – در واقع سبب بهبود یادگیری دانش آموزان با اجبار کردن آنها به تعامل عمیق‌تر می‌شود. این به اصطلاح “مشکلات مطلوب” نشان می‌دهد که زمانی که مردم عمیقا اطلاعات را پردازش می‌کنند، آنها به طور موثرتری یاد می‌گیرند و عمق پردازش لزوما آسان نیست.

این مشکلات مطلوب به عنوان سرعت‌گیری در طراحی تلقی می‌شود که خواننده را مجبور به کم کردن سرعت و تعمق بیشتر می‌کند. از بین بردن این سرعت‌گیرها سبب بی‌توجهی خواننده می‌شود و چنانچه که بیش از اندازه بزرگ باشند، مردم به سادگی یک مسیر متفاوت را اتخاذ می‌کنند.

fig-02

سایت Lings Cars برای تایپوگرافی و طراحی خود بسیار بدنام شده است. این صفحه چیزی جز سرعت‌گیرهای بزرگ ندارد.

باید مطالعه بیشتری درباره اثر عدم سلیس بودن در طراحی صورت گیرد، اما این امر کمک می‌کند تا توضیح داده شود که چرا طراحی برای ایجاد یک ارتباط معنادار مهم است. اوپنهایمر می‌گوید: «هر چیزی که باعث می‌شود متن اندکی سخت‌تر خوانده شود – به عنوان مثال کنتراست – می‌تواند سبب ایجاد یک تفاوت شود و این وظیفه طراح است.»

طراحان چه چیزی می‌دانند؟

طراحان ذاتا می‌دانند که معرفی یک مقدار کنترل شده از عدم سلیس بودن به یک متن یکنواخت ممکن است سرعت خواندن را کاهش دهد، اما میزان به یاد ماندن متن در ذهن با این کار افزایش می‌یابد. اما آنها احتمالا نمی‌دانند که چگونه این کار را انجام دهند. کار ما به عنوان طراحان این نیست که صفحه را به خاطر زیبایی‌شناسی “زیبا” سازی کنیم، بلکه حفظ علاقه خواننده فاکتور اصلی است. این جمله بخشی جدایی‌ناپذیر از کاری است که طراحان انجام می‌دهند و باعث می‌شود که متوجه شویم که جنون از کجا می‌آید.

طراحان عمدتا فرض می‌کنند که وظیفه قابل فهم‌سازی اطلاعات متن در حیطه نویسنده است و کار ما به سادگی سرعت بخشیدن به خواننده است. اما همان طور که در این مطلب خواندید روشن است که کار طراح فقط سرعت بخشیدن به خواننده از طریق متن نیست، بلکه هدایت و تقویت پیام برای کمک به خواننده جهت درک عمیق‌تر است.

متاسفانه، بسیاری از متون در وب به طور پیش فرض قرار دارند و طراحی آنها تنها در قطعه‌های کوچکی از صفحه متفاوت است. قدرتی که اجازه می‌دهد تا ما به سرعت متن را برای انبوه مصرف انتشار دهیم، این امر نیز به طرح بندی یکنواخت با کمی‌ تنوع برای تعامل سازی با خوانندگان منجر می‌شود. طراح ممکن است یک قالب مقاله و حتی برخی از تغییرات ایجاد کند، اما به ندرت قدرت داده شده به نویسنده یا سردبیر به ایجاد تنوع در طرح بر اساس محتوا می‌انجامد.

fig-03

در مورد تفاوت بین رانندگی در یک بزرگراه آزاد و یک جاده کوهستانی فکر کنید. در بزرگراه‌ها، شما ممکن است با سرعت بالایی رانندگی کنید، اما رانندگی به توجه شما نیاز ندارد چرا که شما به طور مداوم عمل نمی‌کنید، و محیط اطراف برای شما کاملا شفاف است. در جاده کوهستانی، که در آن زندگی شما متکی به اطراف و آگاهی شما و مستلزم توجه فعال است، شما به مراتب بیشتر احتمال دارد که از مناظر پیرامون صرف نظر کنید و بر رانندگی تمرکز کنید.

آیا این به معنای آن است که خوانا بودن مهم نیست؟

این به این معنا نیست که ما نیاز به ایجاد طرح‌های ناخوانا برای بهبود درک داریم. با این حال، تلاش برای شفافیت کامل در طرح‌های ما به احتمال زیاد نتایج متضادی تولید خواهد کرد. به منظور ایجاد یک متن جالب تر، لازم نیست خوانایی و قابلیت خواندن چیز عجیبی باشند. بدیهی است که هنوز هم قادر به خواندن اطلاعات با بیشترین سرعت ممکن برای دوره‌های پایدار زمانی مطلوب است، اما تنها در صورتی که نتیجه نهایی این است که خواننده متوجه شده و آنچه را که خوانده اند به یاد بیاورند.

زمانی که طراحان از شفافیت به عدم سلیس بودن منحرف شوند، این مشکلات اغلب مطرح می‌شود و آنها با فشار همکاران، مشتریان، و حتی طراحان دیگری که قوانین یک تایپوگرافی خوب را می‌دانند روبرو می‌شوند. در واقع، دانستن اینکه چه زمانی کمی‌ نویز کنترل شده را به طرح‌هایتان به منظور افزایش علاقه بصری با افزایش ناسلاستی اضافه کنید، احتمالا یکی از سخت‌ترین مهارت‌ها است و چیزی است که یک فرد حرفه‌ای را از یک تازه‌کار متمایز می‌سازد. سپس، قادر بودن به توضیح روش جنونی که در پیش گرفتید، باعث می‌شود شما یک استاد طراحی شوید.

2

نظر بدهید

مطالب را هر روز در ایمیل خود دریافت کنید.

[انصراف]