سینما فیلم‌سازی

چگونه شخصیت منفی فیلم را به بهترین نحو طراحی کنیم؟

احتمالا فیلم «شوالیه تاریکی» ساخته کریستوفر نولان را تماشا کرده‌اید. جوکر در این فیلم، نمونه یک شخصیت منفی کامل است. قدرت او از خنده خاص یا آرایش متفاوت‌اش منشا نمی‌گیرد، بلکه وابسته به داستان و به خصوص تضاد‌های موجود در آن است. شخصیت منفی قوی، یکی از بزرگ‌ترین نقاط قوت یک فیلم موفق است. در ادامه قصد داریم به بررسی چند نکته کاربردی درباره این موضوع بپردازیم.

۱. تنها رقیب قهرمان داستان

اضافه کردن جوکر به فیلم بتمن آن را تبدیل به اثری ماندگار نمی‌کند. در The Dark Knight، جوکر به این علت قوی است که نه تنها یک رقیب، بلکه تنها رقیبی است که می‌تواند شخصیت مقابل خود -بتمن- را به چالش بکشد. یک آنتاگونیست خوب لزوما شخصیتی خبیث نیست، بلکه نقطه مقابل قهرمان فیلم است.

به گفته Robert McKee، یک Protagonist تنها می‌تواند به اندازه نیرو‌های مقابل خود جذابیت داشته باشد. فرقی نمی‌کند شخصیت منفی داستان، فردی مانند جوکر باشد یا تضاد و وسوسه‌های درونی کاراکتر اصلی؛ این شخصیت باید کاری کند که قهرمان داستان، شخصیت واقعی خود را نشان دهد.

joker-3

۲. برملا کردن نقاط ضعف قهرمان

جوکر بهترین نقطه مقابل برای بتمن است، زیرا بیش از هرچیزی نقاط ضعف او را برملا می‌کند. نقطه قوت بتمن فیزیکی است؛ اما شخصیت منفی سعی می‌کند با کنار زدن این نقطه قوت، او را در شرایطی بسیار سخت، مثلا انتخاب تنها یک نفر برای نجات دادن، قرار دهد که نیازمند تصیمیم‌گیری‌های لحظه‌ای است. با افزایش فشار و انتخاب‌های دشوار، کم کم شخصیت حقیقی وی آشکار می‌شود.

در بدترین حالت، پروتاگونیست هر داستانی متوجه می‌شود که تمام انتخاب‌هایش، در نتیجه خواسته‌های شخصیت مقابل است. هر کدام از این شخصیت‌های اصلی، به دنبال تغییر هستند و وقتی که این توانایی را نداشته باشند، شکست می‌خورند. این موضوع در تمام ژانر‌های ادبی و سینمایی به وضوح به چشم می‌خورد.

شخصیت منفی فیلم‌ها

۳. دو نقطه مقابل هم، به دنبال یک هدف

بتمن و جوکر به دنبال نجات روح شهر گاتهام هستند، نه روح انسانیت. این موضوع دو معنی دارد: یک رخداد قابل پیش بینی نیز می‌تواند به اندازه اتفاقی عجیب و غیرمنتظره جذاب باشد. اینجا نه تنها روح شهر، بلکه روح کاراکتر اصلی فیلم در خطر است؛ سرنشینان یک کشتی تفریحی در خطر هستند، اما باقی دنیا نه. نقطه‌ای عجیب در یک فیلم سوپرقهرمانی.

اما موضوع اصلی این نیست. جوکر می‌داند که قوانین اخلاقی بتمن، او را از کشتن دیگران منع می‌کند و به همین دلیل، شرایطی به وجود می‌آورد که لازم باشد توسط بتمن کشته شود؛ تنها کاری که بتمن نمی‌تواند انجام دهد. وقتی بتمن این کار را انجام نمی‌دهد، شهروندان تک تک کشته می‌شوند؛ نتیجه مرگبار یکی از انتخاب‌های شخصیت اصلی که داستان را رو به جلو می‌راند. در نتیجه گاتهام به بتمن -که شخصیت اصلی خود را برای همه، از جمله خودش برملا کرده- پشت می‌کند.

بروس وین قانون و نظم، و جوکر سوختن دنیا را می‌خواهد. وقتی این دو کاراکتر متضاد با هم رو به رو می‌شوند، محدودیت‌ها و شخصیتهای اصلی مشخص می‌شوند. بدون جوکر، بتمن نمی‌توانست تبدیل به «شوالیه تاریکی» شود. جوکر همانند آینه‌ای است که بدترین شخصیت بتمن را به او نشان داده و نمی‌گذارد وی شیشه را بشکند، و در عوض او را مجبور به تماشا می‌کند. چرا؟ در این مورد جوکر اعتقاد دارد که سرنوشت آن‌ها، ادامه این کار تا ابد است.

انگیزه اصلی شخصیت منفی داستان‌تان و چیز‌هایی را که برملا می‌کند مشخص کنید و دیگر نکاتی را که به آن‌ها اشاره کردیم مورد توجه قرار دهید. در این صورت امکان ندارد اثری ضعیف خلق شود. نظر شما چیست؟

1

نظر بدهید

مطالب را هر روز در ایمیل خود دریافت کنید.

[انصراف]