سینما فیلم‌سازی

داستان‌گویی بصری در فیلمسازی به چه معناست؟

بیل ویتلیف، فیلمنامه نویس آمریکایی، در تعریف داستان‌گویی بصری چنین می‌گوید: «نباید به مخاطب توضیح دهید، زیرا در این صورت آنها تبدیل به تماشاگر می‌شوند؛ بلکه باید داستان را ذره ذره برایشان آشکار سازید، زیرا در این صورت می‌توانند اتفاقات را همانطوری که کاراکتر‌ها تجربه می‌کنند، احساس کنند و تبدیل به بخشی از داستان شوند.»

بخش اعظم تئاتر، دیالوگ است؛ یعنی داستان به وسیله کلمات روایت می‌شود. اما فیلم یک رسانه بصری است و یک فیلمنامه‌نویس خوب، بایذ ذهن سینماتیک داشته باشد. او نمی‌تواند چندین پاراگراف درباره افکار کاراکتر بنویسد، زیرا آن‌ها قابل مشاهده نیستند.

فیملنامه‌نویس باید تنها درباره مواردی بنویسید که می‌توانیم ببینیم؛ زیرا در یک فیلم معمولا رفتار و کار‌های یک شخصیت داستان را رو به جلو می‌راند.

این جمله قدیمی و تکراری، واقعا درست است: عمل، قدرت بیشتری نسبت به کلمات دارد، و وظیفه شما این است که آن را به بهترین شکل توصیف کنید. فرقی نمی‌کند برای چه ژانری می‌نویسید، بصری بودن اصلی‌ترین عنصر داستان خوب است.

داستان‌گویی بصری

فرض کنید قصد دارید فیلمنامه‌ای برای یک درام شخصیت محور بنویسید. در این حالت ممکن است بخواهید از تفسیر یا Expostion استفاده کنید اما به کار بردن بیش از حد آن، باعث کند شدن روند داستان خواهد شد.

فرض کنید دو کاراکتر برای مدتی طولانی در رستورانی بنشینند و درباره دغدغه‌های خود صحبت کنند. یا دراز کشیده و با تلفن، افکار خود را برای دیگری نقل کنند. این سکانس‌ها، همگی ثابت هستند. موارد این چنینی اگر هوشمندانه به کار نروند، باعث کاهش جذابیت فیلم در نظر مخاطب خواهند شد. همین مکالمات را در قالب بحثی جنجال برانگیز به مخاطب نشان دهید؛ هنگامی که کاراکتر‌ها در حال دویدن هستند، در ترافیک گیر کرده‌اند یا در محل کارشان -هنگامی که همه نگاه‌ها به آنها دوخته شده- حرکت می‌کنند.

همیشه به خاطر داشته باشید، فیلم هنری کاملا بصری است. شما باید از کوچک‌ترین فرصت‌ها به جای گفتن، در جهت نمایش دادن استفاده کنید.

9

یک دیدگاه

  • ممنون میشم یکی دو تا مثال ملموس از فیلمهای داخلی بزنین . هم از فیلمهایی که این کار را نکرده اند و هم از فیلمهایی که به این موضوع عمل کرده اند.

نظر بدهید

مطالب را هر روز در ایمیل خود دریافت کنید.

[انصراف]