فرش

طرح‌های رایج قالی ترکمن – قسمت اول

پیش از این درباره طرح و نقش فرش ترکمن صبحت کردیم و گفتیم که رایج‌ترین طرح‌های فرش‌های ترکمن گل‌ها هستند و در مطلبی دیگر این گل‌ها را نام بردیم. گفتیم که نقش‌های قالی ترکمنی بر گرفته از اشیاء کاربردی خاص و یا  نمونه‌های طبیعی مشخص هستند؛ و به همین دلیل، در اکثر موارد به همان نام، موسوم شده‌اند. در ادامه این طرح‌های رایج قالی ترکمن و نام‌های آنها را بررسی می‌کنیم.

آدینه به معنی اذین (زیور) است و به شکل یک زیور زرین نیز است. آینا؛ آینه؛ آیناقوچک (ترکیبی از آینه و قوچک)؛ اتنک، آذین (آذینک)؛ آلا و ترکیب های بسیاری با آن (سرخ، چند رنگ)؛ آق سرای (سرای سپید)، آلتی بازار (شش بازار، تقلید از چهار بازار، چهار سوق فارسی)؛ آلماباغی (باغ سیب)؛ اره گل (ترنجی که حاشیه ی دندانه دار، مثل اره دارد)؛ بادام؛ برکرک (رگبرگ)؛ بستان (بوستان)؛ بغلک (بغلک ستون، اصطلاح معماری)؛ بوتا (بوته، بته)؛ بورک (سه گوشه، سیستانی: بورک)؛ پارسی گل؛ پچ (پیچ)؛ پنجه گیره (دستگیره، پنجه گیره)؛ تاواقچا (طبقچه)؛ ترس حلقه (حلقه ی بر عکس)؛ تکبنت (ترک بند)؛ تمیر چین گل (ترنج آهنین، ترنج دارای میله بندی)؛ تومار (طومار)؛ تویه تاپان (پای شتر، سیستانی: چپات اشتر؛ این اصطلاح ترکمنی، ترجمه است).

قالی ترکمن

مار گل، نماد قوم ترکمن

نقش مارگل در قالی ترکمن

سکر گل (شکر گل، گلشر)؛ سکر گیشیک (آب نبات)؛ تلبرگ (رگبرگ)؛ جودور (چاودار، جودانه)؛ جوز (juz، جوز، گردو)؛ چتنک (چیده، شطرنجی، سیستانی: چیتانک)؛ چرخ پلک (چرخ فلک)؛ چمچه (چمچه)؛ چووال گل(ترنج جوال)؛ قارچین گل (ترنج خورجین)؛ خمتز (خمتاز، قیقاج)؛ خوناوا (خونابه، لکه ی سرخ)؛ هراتی (شبیه ماهی درهم)؛ دالموچ (دالموش)؛ دغا (دعا، بازوبند)؛ دغدن (داغدان)؛ رگمه (رگه، ردیف)؛ زولفی زر(زلف زر، رشته ی زرین)؛ زنجیر لیک (زنجیره)؛ ساری گیره (گیره ی زرد)؛ ساندیق (صندوق، نوعی ترنج، مقایسه کنید با کلاردشت: صندوقی به معنی ترنجدار)؛ سگداغ گول(گل سگداغ، داغ سگ)؛ سیمک؛ شخک (شاخک)؛ شهی نوز(شهنواز)؛ شیر پنجه (پنجه ی شیر)؛ غازایاق (پای غاز، پنجه ی غاز)؛ قچک (قوچک، سر قوچ)؛ کاساکلکن (کاسه ی گلکن، کاسه ی گلین که از خود نقش دارد)؛ کرمک (نقش ریز)؛ کمر (کمر)؛ کله (کله)؛ کویر گه (دنده، ترجمه غلطی از دندانه)؛ گلین بارماق (انگشت عروس، ترجمه از فارسی؛ در فارسی انگشت عروس، ابروی عروس و … نام چند نقش است)؛ گول (gül، گل)؛ گولی گل (گل گلدار، ترنج گلدار)؛ قورباغا (قورباغه)؛ گولپر (گلپر)؛ گومبذ (گنبد)؛ گیجک (کجک، زلفین)؛ گیره (گیره)؛ گیلیم (گلیم، نقش گلیم)؛ مشتی (مشهدی)؛ مورغن (مرغان)؛ میحراب (محراب، مهراب)؛ نقشی گشت (نقش گشت، شطرنجی)؛ نلداغ (نعلدان، داغ حاصل از نعل) و تعدادی دیگر …

کاروان شتر

همانگونه که می‌بینید اکثر نقشمایه‌ها نام ترکی دارند؛ ولی ممکن است در میدان هر قوم دیگری دیده شوند.

مثلاً داراق (شانه) از منتهی الیه شمال قفقاز تا میان لرها قشقایی‌ها و بلوچ‌ها؛ سو (آب)، آق سو (آب روشن) حاشیه باریکی است که در تمام ایران آب یا راه نامیده می‌شود، آل منجیک (منجوق سرخ) حاشیه‌ای از دامنه های ریز است که در ایران منجوق مروارید و امثال آن نامیده می‌شود.

بعضی از نقشمایه‌های آنان هم به اعتقادات قبل از اسلام بر می‌گردد. مثل القم (نوعی نشان)، بش آی (پنج ماه) و گرنه انواع گل (göl) یا آبگیر (برابر ترنج یا حوض فارسی)، جولبارس تاپان (پای پلنگ)؛ دیرناق (ناخن)، اریک گول (گل زرد آلو)؛ ایاق (پا) و … نام‌های عادی برای نقش‌های معروف است.

در آثار مردم شناسی به برخی از نشانه‌های کهن ترکمن‌ها نیز بر می‌خوریم، نقش‌هایی مثل نر و ماده (از نقش‌های اصیل قوم کوچ نشین) طلسم و امثال آن، دیده می‌شود.

می‌توانیم بگوییم که اصولا عشایر به حسب فرهنگ و نوع زندگی خود نمی‌توانند نقشمایه‌هایی پیچیده داشته باشند و اگر اتفاقا مورد پیچیده‌ای پیش آید نشان ذوق آزمایی است و بهترین نمونه آن در میان قشقایی‌هاست.

2

نظر بدهید

مطالب را هر روز در ایمیل خود دریافت کنید.

[انصراف]