طراحی محصول معماری

بیوگرافی: اینگوار کامپراد، موسس ایکیا (بخش دوم)

در بخش اول این مطلب به بخش‌هایی از زندگی Ingvar Kamprad -موسس IKEA- و چگونگی تاسیس شرکت اشاره شد. ادامه داستان این کارآفرین سوئدی را در بخش دوم این مطلب بخوانید.

Ikea-founder-Ingvar-Kamprad-4

اسباب و اثاثیه منزل؛ چیزی که نیازش داریم!

در کنار موقعیت‌هایی که برای کامپراد -در جایگاه کارآفرینی جوان- در سوئد وجود داشت، او متوجه شد مبلمان و وسایل خانه، گزینه‌ای بود که بسیاری از افراد برای آن هزینه زیادی می‌پردازند. با این تصویر، در سال ۱۹۴۸، اینگوار کامپراد با ایده‌ای نو مواجه شد و تصمیم گرفت به تجارت در حوزه مبلمان وارد شود. تصمیمی که در آینده منبع اصلی درآمد IKEA به عنوان یک شرکت موفق شد.

«در آن زمان Guimars Fabriker از Alvesta که رقیب اصلی من بود، مدتها بود که در Kagnuit به فروش مبلمان و وسایل خانه می‌پرداخت. من تبلیغ او را در یک روزنامه مربوط به کشاورزی دیدم و تصمیم گرفتم در این حوزه هم تلاشی بکنم. بدین‌ترتیب، فروش مبلمان، که من به صورت اتفاقی به آن روی آوردم، با تلاش برای غلبه بر رقبا تبدیل به زندگی و سرنوشت من شد.»

پس از آنکه اینگوار بهترین گزینه برای خرید ارزان‌ترین مبلمان را یافت، با کارخانجاتی که لوازم و اثاثیه با کیفیت خانه تولید می‌کردند به توافق‌هایی رسید. فروشگاه او پر شد از میزهای قهوه خوری و صندلی‌های بدون دسته. نام صندلی مربوطه Root بود. پس از آن، هر کالایی در فروشگاه نام خاص خود را گرفت. نام‌ها توسط صاحب شرکت ساخته میشدند و دلیل این کار عدم توانایی او در به خاطر سپردن کُد اجناس بود.

Ikea-founder-Ingvar-Kamprad-1

در ۱۹۵۱، ایکیا شروع به توزیع کتابچه‌هایی تحت عنوان IKEA News بین مشتریان کرد. این کتابچه‌ها تبدیل به نمونه‌های اولیه از کاتالوگ‌های ایکیا شدند. کسب و کار کارآفرین جوان، مشتریانی را با درآمد متوسط و پایین نشان کرده بود. به همین منظور، او اثاثیه ارزان را از کارخانه‌های تولیدی محلی سفارش می‌داد. اینجا بود که او به فرمولی مشهور رسید: «بهتر است که ۶۰۰ صندلی را با قیمت ارزان [و سود کم] فروخت تا ۶۰ صندلی با قیمت بالا.»

تصویری از اولین کاتالوگ ایکیا در ۱۹۵۱

تصویری از اولین کاتالوگ ایکیا در ۱۹۵۱

کامپراد در اوایل دهه پنجاه میلادی یک کارخانه کوچک و قدیمی در سوئد خرید. این مساله به او اجازه میداد برخی محصولات مد نظرش را حتی ارزان‌تر از قیمتی که قبلا می‌توانست بخرد، تولید کند. این مساله در ابتدا برای کشوری مثل سوئد که لوازم خانه همیشه اقلامی گران‌قیمت بودند، اندکی ‘بی‌معنی’ به نظر می‌رسید. چنین کار پرمخاطره‌ای از چشم رقبا دور نماند. کامپراد مورد تحریم سایرین قرار گرفت. صنف چوب و ابزار منزل و همچنین صنایع مرتبط با آن در سوئد، از این کار ایکیا به خشم آمده بود. فروش اقلام ارزان قیمت در ایکیا، تمامی قراردادهای قبلی کامپراد با شرکای تجاری‌اش را به مرحله لغو رساند.

قرار گرفتن در چنین موقعیتی برای هر تاجر یا کاسبی، دردناک است، اما برای اینگوار کامپراد و ایکیا اینگونه نبود. هر مشکل و هر راه‌حلی فرصت‌های جدیدی را برای توسعه یک شرکت ایجاد می‌کند. در نتیجه این اتفاقات نیز، کامپراد قدمی عجیب برای کسب و کارش در آن زمان و در سوئد برداشت: او تصمیم به خرید مواد اولیه ارزان قیمت از تامین‌کننده‌های لهستانی شد. این قدمی بود که موسس ایکیا استراتژی آینده شرکتش را بر پایه آن بنا نهاد؛ خرید مواد اولیه از کشورهای دیگر و با قیمت ارزانتر.

ایکیا اولین نمایشگاه محصولاتش را در ۱۹۵۳ در Älmhult سوئد برگزار کرد. بازدیدکنندگان (مشتریان بالقوه) می‌توانستند محصولات را قبل از خرید ببینند و حتی آنها را لمس کنند. پنج سال بعد، ایکیا فروشگاهی با مساحت ۶۷۰۰ متر مربع باز کرد. در آن زمان لوگوی شرکت از ترکیب رنگ‌های سفید و قرمز ساخته شده بود، اما امروزه این لوگو با رنگ‌های زرد و آبی به چشم می‌آید که از پرچم سوئد گرفته شده‌اند.

اینگوار کامپراد در بازگشایی اولین فروشگاه ایکیا در Älmhult سوئد

اینگوار کامپراد در بازگشایی اولین فروشگاه ایکیا در Älmhult سوئد

در طول زمان، اینگوار کامپراد به رقیبی کاردان، بی‌پروا و خطرناک تبدیل شد که روش‌هایش برای مقابله با رقبا گاهی تحقیرآمیز و ترسناک به نظر میرسید.

در اوایل دهه ۶۰ میلادی، کامپراد سفری به آمریکا داشت. در آنجا با سیستم عمده‌فروشی نقدی آشنا شد. او به سیستمی که اجازه دهد مشتری به ازای خرید جنس پول نقد پرداخته و خودش حمل و نقل اجناس رو به عهده بگیرد، علاقمند شد.

در ۱۹۶۵ بزرگترین فروشگاه ایکیا به مساحت ۳۱ هزار متر مربع در استکهلم افتتاح شد.

در ۱۹۶۵ بزرگترین فروشگاه ایکیا به مساحت ۳۱ هزار متر مربع در استکهلم افتتاح شد. محصولات آن با توجه به تجربه آمریکایی کامپراد و البته با اندکی خلاقیت عرضه می‌شدند. نکته اول اینکه فروشگاه در حومه شهر باز شد. هزینه اجاره یا خرید خانه در آن منطقه بسیار پایین‌تر بود و البته فضایی بزرگ داشت که برای استفاده به عنوان پارکینگ ماشین‌های مشتریان ایده‌آل بود. و نکته دوم اینکه برای کاهش هزینه حمل و نقل، شرکت سیستم اثاثیه قابل سرهم‌بندی را ارائه کرد که به مشتریان اجازه می‌داد اثاثیه خریداری شده را در بسته‌ای بسیار کم‌حجم تحویل گرفته و به خانه‌هایشان ببرند. این مساله کار حمل و نقل محصولات خریداری شده را ساده و کم‌خرج می‌کرد و مشتریان باید خودشان اثاثیه خریداری شده را با استفاده از راهنماها سرهم می‌کردند.

کامپراد متوجه شده بود مشتریان به سرهم‌بندی اثاثیه خریداری شده -مانند دراورها و مبلمان- علاقمندند. خصوصا که پروسه سرهم‌بندی با برگه‌های راهنما بسیار ساده شده بود.

نکته جالب اینکه کامپراد می‌دانست که باربند ماشین‌ها بسیار برای حمل و نقل اثاثیه کاربردی‌ست و اجازه می‌دهد مشتریانی که از فواصل دور هم برای خرید می‌آیند، به راحتی خریدهای خود را به محل مورد نظرشان ببرند. با این آگاهی، برای تشویق بیشتر مشتریان جهت خرید بیشتر از ایکیا، فروشگاه‌های ایکیا باربند خودرو را نیز به محصولات خود اضافه کردند. این سیاست، ظرف یک سال درآمد فروشگاه را دوبرابر کرد.

موزه گوگنهایم در نیویورک در سفر کامپراد به آمریکا به نظر او بسیار جذاب آمد، و فروشگاه ایکیا در استکهلم -که بزرگترین فروشگاه سوئد بود- به زودی جذابیتی مشابه آن موزه پیدا کرد. اما کامپراد حساب همه چیز را کرده بود، جز یک چیز: امکان کمبود کالا برای مشتریان.

مردم دسته دسته برای خرید محصولات ایکیا به فروشگاه می‌آمدند و به زودی جمعیت سی هزار نفری از مردم، قفسه‌های پر شده از محصولات ارزان قیمت را خالی می‌کردند. وضعیت طوری بود که در فروشگاهی به آن عظمت، محصولات کافی برای عرضه به مشتریان وجود نداشت و بخش اعظمی از محصولات بسته‌بندی نشده در انبارها قرار داشت.

IKEA Kungens Kurva - 1965

IKEA Kungens Kurva – 1965

در این میان کامپراد تصمیم درست را گرفت و انبار سلف سرویسی را به روی مشتریان باز کرد. و بدین ترتیب به شکلی تصادفی ایکیا فرمولی برای موفقیت بیشتر یافت که سودش را برای سال‌ها تامین کرد. انبار سلف‌سرویس شاید بهترین گزینه‌ای بود که مشتریان در آن زمان به آن احتیاج داشتند. حالا هر فروشگاه ایکیا در واقع یک نمایشگاه دائمی بود که نه تنها مبلمان و سایر اثاثیه بزرگ را در خود داشت، بلکه اشیاء کوچک‌تری مانند سفره، پرده، روتختی، حوله و حتی جاشمعی نیز در آن پیدا میشد. به‌علاوه مشتریان می‌توانستند چندین نمونه از اتاق‌های مخصوص بچه‌ها را نیز در کنار ده‌ها شکل اتاق نشیمن و پذیرایی و … مشاهده کنند. بنابراین مشتریان با تصویر بهتری از اینکه چه اثاثیه‌ای نیاز دارند، به انبارهای سلف‌سرویس فروشگاه میرفتند و آنچه لازم بود خریداری می‌کردند. پس از خرید نیز بقیه مراحل مانند حمل و نقل و سرهم‌بندی نیز مانند قبل طی میشد.

ورود به بازارهای جهانی

پس از موفقیت در مرزهای سوئد، ایکیا کاری به جز ورود به بازارهای برون مرزی نداشت. در ۱۹۶۳ ایکیا صادراتش به نروژ را آغاز کرد و اولین فروشگاهش در خارج از مرزهای سوئد نیز در اُسلو پایتخت نروژ افتتاح شد. به علاوه در ۱۹۶۰ ایکیا یک سیستم کنترل کیفیت ایجاد کرد که باعث شد ظرف مدت کوتاهی رسانه‌های سوئدی از محصولات شرکت به عنوان با کیفیت‌ترین محصولات کشور یاد کنند. تصمیمات خود به خود گرفته می‌شدند. برای مثال رئیس شرکت برای مدت زیادی نسبت به تاسیس شرکت در سوئیس مردد بود. کشوری که به ذائقه سنتی و محافظ‌کار معروف بود و از طرفی دو شرکت به خوبی حوزه مرتبط با شرکت را در آن کشور در قبضه خود داشتند. اما کامپرا به زوریخ سفر کرد و متوجه مکالمه یک زوج در پشت ویترین یکی از فروشگاه‌های رقیب شد. زن جوان در این مکالمه گفت: «چه صندلی خوشکلی!» و همسرش پاسخ داد: «بله، اما قیمت آن برای ما زیاد است. شاید سال دیگه خریدیمش.». همین داستان کافی بود تا کامپراد تصمیمش را بگیرد. و ظرف مدت کوتاهی در ۱۹۷۳، ایکیا در سوئیس ظاهر شد. و سپس استرالیا، هلند، فرانسه و آمریکا؛ و حالا ایکیا در ۴۰ کشور دنیا ۳۳۸ شعبه دارد.

نماد ایکیا

نماد ایکیا

در ۱۹۸۶، اینگوار کامپراد خود را از عضویت در هیات مدیره شرکت بازنشسته کرد و به عنوان مشاور در شرکت سرمایه گذاری مادر کارش را ادامه داد. Anders Moberg نیز به عنوان مدیر در گروه IKEA مشغول به کار شد. بعدها Anders Dahlvig جایگزین موبرگ شد. در سال ۲۰۰۰ ایکیا اهمیت اینترنت در معرفی محصولاتش به مشتریان و فروش اینترنتی دریافت و عرضه اینترنتی محصولات در سوئد و دانمارک آغاز شد. از آن زمان ایکیا رسما فروشگاه‌های بیشتری را در سایر نقاط دنیا نیز برپا کرد.

اینگوار کامپراد دوبار ازدواج کرد. در ازدواج اولش با Kerstin Wadling آنها دختری به نام Annika Kihlbom را به فرزندی قبول کردند. اما در ازدواج دوم با Margaretha Stennert او صاحب سه پسر به نام‌های Jonas ،Peter و Mathias شد. همسر دوم او در سال ۲۰۱۱ و در سن ۷۱ سالگی بر اثر یک بیماری نامعلوم درگذشت.

Peter Agnefjäll - رئیس فعلی ایکیا

Peter Agnefjäll – رئیس فعلی ایکیا

ثروت اینگوار کامپراد در نوامبر ۲۰۱۴ حدود ۳٫۴ میلیارد دلار بوده است. در حال حاضر رئیس ایکیا Peter agnefjäll است که از اول سپتامبر ۲۰۱۳ این سمت را به عهده دارد. او سابقه، دانش و تجربه کافی برای تصدی این عنوان را در ایکیا کسب کرده است.

نظر خود را در مورد موسس ایکیا و دلایل موفقیت او و شرکتش در بخش نظرات با ما مطرح کنید. به علاوه در صورتی که بخش اول این مقاله را مطالعه نکرده‌اید، از اینجا به آن دسترسی داشته باشید.

16

۲ دیدگاه

  • عالی بود واقعا دید مثبتی این بیوگرافی به این برندها و تجربه رسیدن به موفقیت را به انسان می دهد

نظر بدهید

مطالب را هر روز در ایمیل خود دریافت کنید.

[انصراف]