طراحی صنعتی گرافیک هنرهای تجسمی

استفاده از نقشه ذهنی برای ردیابی تجربه کاربر (UX)

زمانی که نوبت به طراحی انسان محور می‌رسد، شناسایی تجربه کاربر هنگام استفاده از محصول یا اپلیکیشن، به یکی از مهم‌ترین اهداف تبدیل می‌شود. رسیدن به این هدف نیازمند درک واضح و تعریف شفاف از رفتار کاربر حین استفاده از محصول است که از طریق ساخت نقشه ذهنی و تعریف سناریو به دست می‌آید.

نقشه ذهنی (mind map)‌ یکی از ابزارهای متداول برای ساخت دید کلی از تجربه کاربر است. همانطور که نقشه ذهنی برای حل مسئله، ارائه بصری و بارش فکری استفاده می‌شود، می‌تواند ابزار مناسبی برای شناسایی نحوه تعامل کاربر با محصول و استفاده از آن باشد.

نقشه ذهنی دهه‌ها است که برای تصویرسازی ایده‌ها استفاده می‌شود؛ پیش‌تر با استفاده از ماژیک و تخته و اکنون به وسیله نرم‌افزار، اپلیکیشن و سایت‌های مرتبط.

چرا از نقشه ذهنی استفاده کنیم؟

استفاده از نقشه ذهنی برای ردیابی تجربه کاربر (UX)

برای ردیابی رفتار کاربران نیاز است که نحوه تعامل آنها با محصول، هدایت آن و حرکت بین گزینه‌ها بررسی شود. در اینجا نوشتن نکات یا دستورالعمل نمی‌تواند به ساخت دید کلی کمک کند. میان کارکردهای مختلف محصول رابطه‌ای وجود دارد که ترسیم این ارتباطات روی صفحه، می‌تواند یک نقشه کلی را در اختیار طراحان قرار دهد، ضمن اینکه نقشه ذهنی کمک می‌کند تا اعضای گروه به موارد زیر دست یابند:

  •         اطمینان از اینکه هنگام ترسیم ایده‌ها، کاربران محور اصلی روند توسعه قرار گرفته‌اند
  •         اطمینان از اینکه هدف پروژه به طور برجسته مشخص شده و در روند توسعه مورد توجه قرار می‌گیرد
  •         اولویت‌بندی عملکردها حین توسعه آنها
  •         هدایت آزمایش‌ها، مانند آزمایش قابلیت استفاده
  •         متمایز کردن بخش‌های کامل شده به منظور تعیین وضعیت پروژه

ساخت نقشه ذهنی از تجربه کاربر

قبل از شروع ترسیم نقشه ذهنی از تجربه کاربران، طراح یا اعضای گروه طراحان باید از موارد زیر آگاه باشند تا مسیر طبق هدف پیش برود.

پروژه: قبل شروع اعضای گروه باید دید واضحی در مورد پروژه و جزئیات مرتبط با آن داشته باشند.

هدف: مقصدی که نشانه گرفته شده است. این هدف باید بر اساس تحقیقات قابل اطمینان در مورد تجربه کاربر، پشتیبانی شده باشد.

شخصیت: بر اساس تحقیقات تجربه کاربری، برای جمع‌آوری اطلاعات در مورد کاربر و وضعیت ذهنی او، باید یک شخصیت تعریف شود.

مدل کار: داشتن یک مدل از پروژه‌های قبلی کمک می‌کند تا تجربه کنونی و کارهای متفاوت آن را وارد نمونه قبلی کنید.

سناریوها: سناریوهای مختلفی از تجربه کاربر باید شناسایی شود و در آنها نحوه استفاده کاربر از محصول نشان داده شود.

بعد از اینکه موارد بالا برای اعضای گروه به وضوح مشخص شد، ساخت نقشه ذهنی بر اساس رفتار کاربر آغاز می‌شود.

مرحله اول: موضوع اصلی

کار را با محصول یا اپلیکیشنی که نیاز به بررسی دارد آغاز کنید. عنوان پروژه را وسط صفحه بنویسید.

مرحله دوم: شاخه‌های اصلی

با شاخه‌های اصلی مسیر حرکت کاربر را مشخص کنید. برای مثال اگر در حال طراحی وب‌سایت هستید صفحاتی که کاربران از صفحه اول سایت به آنها هدایت می‌شوند را مشخص کنید.

مرحله سوم: شاخه‌های فرعی

در این مرحله رفتار کاربر و مسیر حرکت او بعد از ورود به شاخه‌های اصلی را مشخص می‌کنید.

مرحله چهارم: شاخه‌های بیشتری بسازید

این مرحله به توسعه پروژه کمک می‌کند. با اضافه کردن شاخه‌های بیشتر رفتار کاربر به طور دقیق‌تر بررسی می‌شود.

به کمک چنین نقشه‌ای رفتار کاربر و در نتیجه تجربه او فرمول‌بندی شده و همه این اطلاعات در مدل درختی نمایش داده می‌شوند. نقشه ذهنی ابزاری ساده و سریع برای طراحان است تا به وسیله آن میان تحقیقات و مرحله تولید ارتباط برقرار کنند.

 

3

نظر بدهید

مطالب را هر روز در ایمیل خود دریافت کنید.

[انصراف]