فرش

دانستنی‌هایی از قالی‌های سجاده‌ای (محرابی یا مهرابی)

در تاریخ ویل دورانت خواندیم که یکی از قالی‌های شاخص آن دوره که در ترکیه بافته می‌شده است قالی‌های با طرح سجاده‌ای بوده که زینت بخش مساجد و کاخ‌های آن سامان بوده است و با توجه به اینکه ایران به هر حال در تمام دوران تاریخ از بزرگ‌ترین مراکز بافت محسوب می‌شده است قطعا این نمونه قالی‌ها نیز در ایران بافته می‌شده است و قالی‌هائی که از سدهٔ ۱۱ به جای مانده خود گواه این امر است که در سدهٔ ۱۲ نیز قالی‌های سجاده‌ای در ایران بافته می‌شده است.

متأسفانه نه در کتاب‌ها و نه در موزهٔ فرش ایران، نمونه راز قالی سجاده‌ای قرن ۱۲ پیدا نمی‌شود؛ ولی قالی‌هائی از اوایل سدهٔ ۱۳ وجود دارد که عمدهٔ تفاوتشان با قالی‌های سجاده قرن ۱۱ اضافه شدن ستون یه دو سوی قالی است که این امر نیز خود جای تفکر و تأمل دارد. اما به علت اهمیت طرح محرابی و یا سجاده‌ای آن را مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌دهیم واین طرح را از دید اساتید فن بهتر می‌شناسیم:

آشنائی با طرح محرابی یا سجاده‌ای

تورج ژوله در مورد انواع نقوش محرابی یا سجاده‌ای تاکنون سه نظر متفاوت را دیده است.

نظریه یکم:

گروهی به معنای لغوی محراب پرداخته و معتقدند محراب همان مکان مقدس در مساجد است که با طاق قوس‌دار محل ایستادن امام جماعت در هنگام نماز است. در لغت نامه‌های فارسی نیز در برابر لفظ محراب نوشته شده است: پیشگاه مجلس، صدر اطاق و مقصوره شاه نشین، جائی در مسجد که امام، نماز در آنجا گذارد.

به این ترتیب با توجه به شباهت انواع طرح‌های محرابی بر روی قالیچه‌های کوچک که عموما اندازه‌ آنها نیز متناسب با اندام یک نمازگذار است گفته می‌شود سر منشا طرح‌های محرابی را باید در محراب مساجد جست.

فرش سجاده‌ای

نظریه دوم:

 اما در سال‌های اخیر نظریات جالب توجه دیگری در خصوص این نقش ارایه شده است که به عقیده بسیاری به جهت دلایل محکم و قوی از صحت بیشتر و قطعی‌تری برخوردار است.

دکتر علی حصوری معتقد است تاریخ این نقش را باید در دوران بسیار کهن جستجو کرد و نام این نقش ما را به مطالعه سر منشأ آن هدایت می‌کند. وی معتقد است نقشه مهرابی (با این نگارش و نه محرابی) همان‌طور که از نامش پیداست ریشه در آیین مهر دارد سرآغاز آن را نیز باید در آن تاریخ جست.

مهراب یعنی معبد مهری. همانطور که سرداب یعنی اطاق سرد یا گرمابه به معنی فضای گرم. مهراب در واقع همان جائی است که مهر (از آفریدگان اهورا و ایزد محافظ عهد و پیمان و فرشته فروغ و روشنائی) گاو را از پای در می‌‌آورد که مکان آن دارای طاق قوس‌دار است.

بنابراین در نظر او مهراب‌ها در اصل همان مهرابه‌های آئین مهری هستند که در زمان زرتشت و مسیحیت با ان خصمانه جنگیده شد تا به آنجا که آثار آن از روی زمین محو شد. ما مهرابه‌ها در دل غارها و در زیرزمین باقی ماندند و امروز آثاری از آنها را در برخی از تصاویر و حتی آئین‌های خود می‌توانیم ببینیم.

نظریه سوم:

پرویز تناولی در بررسی نقش محراب و ارتباط آن با نمکدان‌های عشایری ایران و همچنین انعکاس نقوش شبیه به آن بر روی انواع تاچه‌هائی بختیاری چنین می‌نویسد:

«قطع و برش نمکدان‌های چوپانی بی‌ارتباط با قالیچه‌های نمازی و یا محرابی نیست. درباره چگونگی پیدایش این شکل اکنون عقاید زیادی منتشر شده است. بسیاری آن را برداشتی از نمای پوست حیوانات که اولین زیرانداز بشر بود دانسته و برخی هم آن را به ورودی غارهای محل زیست انسان اولیه تشبیه کرده‌اند. مسلم است که در ورای همه این فرضیه‌ها حقیقتی نهفته و چنین شکل بنیادی ریشه‌ای کهن‌تر از محراب مسجد دارد. اما این حقیقت را نیز نمی‌توان کتمان کرد که فرش‌های محراب و یا شکل محراب روی فرش در تمدن و فرهنگ اسلامی به اوج باروری خود رسیده است. این شکل به ویژه در قالیچه‌های عشایری و روستائی از جمله جا نمازهای بلوچی شباهت بسیاری به نمکدان‌های چوپانی دارد. این‌گونه قالیچه‌ها از دو قسمت بدنه و گردنگاه شکل گرفته‌اند. بدنه محل نشست و برخاست نمازگذار و گردنگاه محل سجده سر است؛ اما جای سر باریک و در حد گردن است و این البته برای دوری از شباهت و صورت‌سازی است که در هنرهائی اسلامی از آن اجتناب شده است. اما دلیل همانندی نمکدان‌های چوپانی به قالیچه‌های نمازی باید به علت احترام و تقدسی باشد که نمک نزد ایرانیان داشته است. انتقال این شکل بر روی تاچه نیز بی‌ارتباط نان و نمک نیست زیرا تا چه محل نگهداری گندم و جو یعنی ماده اولیه نان است که از برکات الهی است. بافنده بختیاری نیز از علامت تقدس یا محراب استفاده کرده است و از این نشان که از دیر باز در مسجد و محراب و جانمازی و نمکدان و حتی صفحه آرائی کتاب‌های مذهبی استفاده شده و علامتی آشنا برای عموم بوده استفاده کرده است. آوردن اشکال مختلف بر روی منسوجات محفظه‌ای و دستباف‌ها باید قدمتی بسیار کهن داشته باشد. از همان زمان که بشر علاقه‌مند به استفاده از پوست حیواناتی که شکار می‌کرد شد، به وصل و اتصال آنها نیز پرداخت و تکه‌دوزی را فرا گرفت.»

پرویز تناولی همچنین دو نظریه نسبتا مشابه در مورد ارتباط پوست حیوانات با شکل محراب را بازگو می‌کند، یکی فرضیه خانم استفانی دالی (Stephanie Dalley) که معتقد است انسان در آغاز تمدن از اتصال قطعات مختلف بهره برد و پوست گاو یا پلنگ را عینا روی زیراندازهای نمدی و یا بافته‌های خود می‌‌دوخت.

تناولی انداختن شکل محراب بر روی تاچه‌های بختیاری را (حداقل به عنوان یک فرضیه) نامرتبط با پوست حیوانات نمی‌داند و در ادله خود برای اثبات این امر گروهی از تاچه‌های بختیار را معرفی می‌کند که دارای نقوش محرمات و گلگون، ملهم از پوست ببر و پلنگ است. البته وی در ادامه مطالب خود فرضیات دیگری نیز برای نقوش محرابی مانند موجود بر روی تاقچه‌ها ارائه می‌کند.

همچنین نیز در جائی دیگر و در بررسی پوست حیوانات که بر روی برخی از قالیچه‌های تصویری ایران بافته می‌شود نظریه دیگری از خانم مریلین ارشفکی (Marilyn Ereshefsky) نقل می‌کند که معتقد است نقش پوست پلنگ و ببر روی قالیچه‌های درویشی بی‌ارتباط با برخی از سنت‌های گذشته نیست.

فرش سجاده‌ای کاشان

قالی ابریشم کاشان – طرح سجاده‌ای یا محرابی

او پس از اشاره به تعداد قابل توجهی از نقاشی‌های گذشته ایران که پوست پلنگ در آنها برای پوشش شاهان و قهرمانانی چون کیومرث، هوشنگ و رستم به کار گرفته شده، مسئله این روابط را پیش کشیده است. همچنین معتقد است که بین شکل برخی از قالیچه‌های محرابی (جانمازی / سجاده‌ای) و شکل پوست حیواناتی مانند پلنگ ارتباطی وجود دارد و ضمن برشمردن تعداد قابل ملاحظه‌ای از نقاشی‌های گذشته که شاه را در حال نشسته روی قالیچه‌های جانمازی نشان داده‌اند به شباهت بین پوست پلنگ و محراب این قالیچه‌ها اشاره کرده است و بالاخره بهره‌گیری شاهان و دراویش را از پوست پلنگ مطرح ساخته است.

به این ترتیب با چند نظر مختلف در ارتباط با نقوش محرابی که از جدید‌ترین ملاحظات و نگرش‌های تاریخی و مطالعاتی بهره برده است آشنا شدیم. اما به نظر تورج ژوله نمی‌توان هیچ گونه تضادی در نظریات مذکور مشاهده کرد بلکه تا حدودی می‌توان آنها را با تقدم و تأخر زمانی در تکمیل یکدیگر باز نوشت.

در واقع الهام یافتن این نقش از پوست حیوانات که اولین زیراندازهای بشر بوده است و بهره‌گیری از شکل آنها در فضا و فرم خاص قوس‌دار محرابه‌های مهری و غنی شدن و شیوه یافتن و الگو برداری از ساختمان‌های معابد مهری در ساختن محراب مساجد، پس از ظهور و گسترش دین مقدس اسلام و تبدیل محراب‌ها به مقدس‌ترین مکان مساجد همگی به نوعی سرگذشت این نقش را در آثار‌، هنرها و باورهای ایرانی جستجو می‌نمایند. هر چند که مطالعاتی افزون بر آنچه گفته شد نیاز است و یقین آن دارم که برخی از پژوهندگان ایرانی که از ارائه دهندگان نظریات مذکور هستند به نتایج جدیدی در اثبات مدعای خویش دست یافته‌اند که باید در انتظار چاپ و نشر آثار آنان بود.

 

2

یک دیدگاه

نظر بدهید

مطالب را هر روز در ایمیل خود دریافت کنید.

[انصراف]