علل رکود صنعت فرش ایران در دوران حکومت زندیه

دوران زندیه دوره‌ای ملوک الطوایفی بوده و جنگ‌های داخلی در آن زمان رخ دادند که بر هنر تاثیر منفی بسیار داشت. اما در دورانی که آرامش به سرزمین برگشت فرصت سر و سامان به هتر و صنعت فرا سیده بود. از جمله صنایعی که مورد توجه کریم خان قرار داشت صنعت پارچه و صنعت فرش بود. اما دوران رشد چندان دوام نداشت و به زودی شاهد رکود این هنر بودیم.

البته لازم به ذکر است که پارچه بافی این دوره وجه تمایزی با پارچه‌های دوران پیشین خود دارد و آن استفاده از طرح گل فرنگ است که وجه تمایز معماری و نقاشی و جلدسازی این دوره نیز محسوب می‌شود؛ اما بافته‌های گره‌دار که مبین این طرح باشد یافت نشده است.

صنعت فرش ایران

علل رکود صنعت فرش ایران در دوره زندیه

۱. جنگ داخلی

۲. نداشتن ثبات اجتماعی، اقتصادی و سیاسی آن روز

۳. دولت عثمانی به عنوان دولتی مقتدرتر از زندیه در صادرات فرش و روابط بین‌الملل

۴. آماده شدن اروپا برای انقلاب صنعتی

۵. توجه نکردن دولتمردان ایران به منسوجات گره‌دار

۶. ارتقاء ساخت ابنیه به عنوان برترین هدف و در حاشیه قرارگرفتن سایر هنرها

۷. تبدیل قشر ثروتمند جامعه به قشر متوسط و در کل فقر جامعه ایران آن روز

۸. مراودات تجاری هندوستان توسط کمپانی هند شرقی در این کشور بامغرب زمین

۹. مراودات تجاری کریم خان با مشرق زمین

۱۰. ساده زیستی کریم خان

۱۱. مرکز بافت نبودن شیراز به عنوان پایتخت زندیه

۱۲. کوتاهی حکومت روزگار زندیه (حدود نیم قرن)

نگاهی به فرش دوره زندیه از دید محققان فرش ایران

در قسمت قالی دوره زندیه در کتاب‌های فرش ایران، همواره سکوتی عمیق یا تک مضرابی ضعیف ما را به تفکری ژرف پیرامون این هنر در عصر مذکور دعوت می‌کند که شاید خود عاملی شود برای پژوهش بیشتر پیرامون قالی این عصر در ایران سیسیل ادوارد و در کتاب مشهور خود قالی ایران اشاره‌ای به این دوره می‌کند و به استناد به کتاب تاریخی سرجان ملکم کریم خان را فردی مدبر ولی بی‌سواد می‌خواند و در هنرهای این دوره که به بحث در مورد تجارت و ساخت آنها سخن به میان آورده اما از فرش زندیه سخنی نمی‌گوید؛ البته دکتر سامی در کتاب خود بافندگی و بافته‌های ایران از دوران کهن اشاره دارد که صنعت فرش در اواخر حکومت زندیان باز در ایران رونق یافته است.

تورج ژوله نیز در کتاب برگی از قالی خراسان چنین می‌نویسد:

«آرام اولئاویوس که جز یک هیئت هفت نفره بود در زمان شاه عباس دوم به ایران آمد و در سفرنامه خود نوشت بهترین قالی‌ها در ایران بافته می‌شود پس از صفویه با حمله افاغنه تا مدتی ایران از جمله خراسان دچار آشوب و هرج و مرج شد و سرانجام در دوران سلسله قاجار وضع کمی بهبود یافت و فرش ایران از طریق دریا وخشکی به اروپا و سایر نقاط و به عنوان مهم‌ترین کالاهای صادراتی ایران مطرح شد.»

استاد پرویز تناولی در کتاب قالیچه‌های تصویری ایران چنین می‌آورد با آمدن سلسله زندیه صلح و آرامش دوباره به ایران بازگردید و این بار شیراز مرکز هنر و هنرمندان ایران شد و هنر تصویرگری به اوج خود رسید و موضوع‌‌‌های تصویری در همه جا و در همه رشته‌ها از جمله روی سنگ و کاشی و گچ نقش بست و نقاشان زیادی به تهیه تابلوهائی از شاهزادگان و رقاصان و نوازندگان پرداختند و کار تصویرگری از انحصار کاخ‌ها بیرون آمد و به داخل خانهٔ اشراف راه یافت اما عمر سلسله زندیه چنین نپایید و سلسله قاجار روی کار آمد و تهران به پایتختی برگزیده شد.

جواد یساولی در کتاب شناخت قالی ایران می‌گوید:

«نادر شاه جهت حفظ انسجام و یکپارچگی کشور فرصت آن را نیافت تا به مسایل هنری بپردازد لیکن رفته رفته با حفظ امنیت و آرامش ایجاد شده در سایه شجاعت و دلاوری ایرانیان هنری که در خفا به حیاتش ادامه می‌داد در دوره زندیه اعتبار بیشتری یافت و مورد توجه فرمانروایان قرار گرفت.»

بازرگانان تبریزی به تأسیس کارگاه‌های فراوان قالیبافی نه تنها در تبریز بلکه در کرمان، مشهد، کاشان و سایر شهرهای ایران همت گماشته و قالی‌های بافته شده از طریق استانبول به اروپا راه یافت.

آنچه که مستندات مکتوب نشان می‌دهد قالی دوره زندیه هر چه باشد نقطهٔ سکوت هارمونی بر صدای صنعت فرش ایران است، نه شکوه صفوی را داراست و نه بدعت قاجار را. فرش زندیه سکوت است یک سکوت که تصمیم تکامل و از طرفی انحطاط نوینی را آغاز می‌کند که دیروز نبوده و امروز هم نیست و به فردای زندیه که قاجار است تعلق دارد.

2

نظر بدهید

مطالب را هر روز در ایمیل خود دریافت کنید.

[انصراف]