عکاسی

اهمیت فاصله هایپرفوکال در وضوح عکس‌های منظره

یکی از مهمترین نکات در عکاسی از منظره، رعایت وضوح تمامی المان‌های موجود در ترکیب‌بندی است. این وضوح هم درمورد عناصر موجود در پیش‌نما در فاصله نزدیک از دوربین و هم المان‌های پس‌زمینه که در دورترین نقطه از دوربین قرار گرفته اند، صدق می‌کند. برای دستیابی به وضوح و شفافیت مورد نظر، باید با استفاده از مفهومی «فاصله هایپرفوکال»، مطمئن شوید که عمق میدان شما برای در بر گرفتن تمامی سوژه‌ها به اندازه کافی بزرگ است.

P2040185-Edit

زمانی که روی یک نقطه خاص از منظره پیش روی خود فکوس می‌کنید، در حقیقت یک صفحه فکوس به وجود می‌آورید که به موازات سنسور دوربین شما قرار گرفته است و از نظر تکنیکی هر چیزی که در جلو یا پشت آن صفحه قرار گرفته باشد، خارج از منطقه فکوس است. اما نواحی در جلو و پشت آن صفحه نیز وجود دارد که از وضوج قابل قبولی برخوردار هستند، که این ناشی از همان مفهوم عمق میدان است.

برای مثال در تصویر زیر، دوربین روی صخره فکوس کرده و صفحه فکوس در امتداد صخره و به موازات سنسور دوربین قرار گرفته. محدوده عمق میدان که وضوح نسبتا خوبی دارد در ۲/۳ و ۱/۲ طرفین این صفحه تشکیل شده است. هر چیزی که بیرون از محدوده عمق میدان باشد، تار به نظر می‌رسد.

hyperfocal-distance-diagram-1

همانطور که از شکل بالا بر می‌آید، عمق میدان وسعت کافی برای آنکه تمام درختان موجود در منظره را با وضوح کافی ثبت کند، ندارد یا به عبارتی درخت‌ها خارج از منطقه فکوس‌اند.

با کنترل فاکتورهای فاصله کانونی، دیافراگم و فاصله تا نقطه کانونی، می‌توان مقدار عمق میدان را دستکاری کرد و آن را به گونه ای تغییر داد که تقریبا تمام عناصر موجود در منظره از وضوح مطلوب برخوردارد شوند.

نکته: علاوه بر عوامل بالا، عامل دیگری نیز در تعیین عمق میدان نقش دارد و آن سایز سنسور دوربین است. هرچند که پس از خریداری دوربین دیگر نمی‌توان اندازه سنسور آن را دستکاری کرد اما خوب است پیش از خرید این نکته را در نظر داشته باشید که عمق میدان با سایر سنسور نسبت معکوس دارد. این بدان معناست که دوربین‌های مختلف برای دستیابی به عمق میدان با توجه به اندازه سنسورشان، قابلیت‌های متفاوت دارند.

فاصله کانونی: فاصله کانونی متناسب با ترکیب‌بندی انتخاب می‌شود. تغییر این فاصله میزان دید و در نتیجه ترکیب‌بندی را تغییر می‌دهد. بدیهی است که با توجه به این تاثیر شما عموما فاصله کانونی را برای تغییر عمق میدان تغییر نمی‌دهید؛ بلکه عموما فاکتورهای بعدی را در فاصله کانونی انتخابی‌تان دستخوش تغییرات می‌کنید تا به وضوح مورد نظر برسید.

فاصله کانونی کوتاه با همان زاویه واید، عمق میدان بیشتری نسبت به فاصله کانونی بالا یا تله به دست می‌دهد.

دیافراگم: مشخص‌ترین ابزار برای کنترل عمق میدان، دریچه دیافراگم است. دریچه دیافراگم بسته یا عدد اف بالا، عمق میدان بیشتری ایجاد می‌کند و بالعکس. مهم است که برای رسیدن به عمق میدان بالاتر، کوچکترین مقداری که کمترین تاثیر منفی بر کیفیت عکس می‌گذارد، را انتخاب کنیم.

فاصله تا نقطه کانونی: با توجه به هر دو عامل فاصله کانونی و مقدار دریچه دیافراگم، محل قرار دادن صفحه فکوس، که پیشتر در مورد آن توضیح دادیم، مقدار نهایی عمق میدان را تعیین خواهد کرد. عمق میدان با فاصله تا نقطه کانونی نسبت عکس دارد. یعنی هر چه این فاصله کمتر باشد، عمق میدان بیشتر می‌شود. در نهایت می‌توان گفت که عمق میدان از ترکیب این سه عامل حاصل می‌شود.

فاصله‌ هایپرفوکال

یک راه برای اطمینان از اینکه تمام عناصر موجود در قاب تصویر در فکوس مناسب (با وضوح قابل قبول) قرار گرفته باشند، این است که مطمئن شویم عمق میدان از پیش‌نما تا بی‌نهایت کشیده شده است.

برای ایجاد چنین عمق میدانی، باید پس از انتخاب فاصله کانونی و دریچه دیافراگم مورد نظر، نقطه فکوس را جایی روی صفحه هایپرفوکال تنظیم کنید. انتخاب صحیح این نقطه به واضح شدن تمام تصویر شما می‌انجامد.

hyperfocal-distance-diagram-2

از نظر تئوری، با انتخاب اندازه دیافراگم مناسب و تغییر نقطه فکوس به فاصله‌ هاپیرفوکال (با فرض اینکه ترکیب بندی و در نتیجه فاصله کانونی بی‌تغییر بافی مانده باشند)، در فکوس قرار گرفتن تمام تصویر امکان پذیر می‌شود. نکته‌ای که توجه به آن کم اهمیت نیست این است که وقتی در فاصله هایپرفوکال فکوس کردید، محدوده قابل قبول همیشه نصف این فاصله است.

محاسبات لازم برای به دست آوردن مقدار فاصله هایپرفوکال کم نیست و به همین دلیل سایت‌ها و اپلیکشن‌های فراوانی وجود دارند تا در این راه به شما کمک کنند. بعد از مدتی می‌توانید با دانستن دریچه دیافراگم و در فاصله کانونی‌هایی که عموما انتخاب می‌کنید، مقدار تقریبی فاصله هایپرفوکال را بی‌نیاز از نرم افزار حساب کنید.

انتحاب دریچه دیافراگم

برای هر صفحه کانونی، عمق میدان در ۱/۳ جلو و ۲/۳ پشت صفحه شکل می‌گیرد. بنابراین یک راه ساده اما نه خیلی دقیق برای تعیین فاصله هایپرفوکال است که مقدار دریچه دیافراگم را مقداری کم مثلا f/۱۸ یا f/۲۲ انتخاب کنید و در نقطه‌ای که در فاصله ۱/۳ از پایین قاب قرار دارد فکوس کنید.

نتیجه به دست آمده از کیفیت بدی برخوردار نیست اما با انتخاب اندازه دیافراگم بسته، مزایای فکوس بی‌نهایت را از دست داده و به دلیل پدیده پراش از وضوح تصویرتان کاسته می‌شود. برای مثال در تصویر زیر تفاوت بین دو عکس با عدد اف ۸ (سمت چپ) و ۱۶ (سمت راست) مشخص شده است.

هایپرفوکال

در این تصویر، برگ سرخس یخ زده در قسمت زیرین مرکز کادر، قسمت مهم پیش‌نما محسوب می‌شود. با اینکه هر دو تصویر از وضوح خوبی برخوردار هستند، در حالت زوم ۱۰۰ درصد روی هر تصویر، تفاوت وضوح دو تصویر با اندازه دیافراگم ۸ و ۱۶ مشخص می‌شود. با اینکه هر دو اندازه دریچه دیافراگم قبل از برگ تا بی‌نهایت عمق میدان ایجاد کرده‌اند.

foreground-zoom

پدیده پراش که به پخش شدن یا خم شدن موج یا ذرات نوری در مواجهه یا یک مانع گفته می‌شود، مساله ای است که تمام لنزها هنگام انتخاب دریچه دیافراگم‌های بزرگ و بخصوص در لبه‌های تصویر با آن مواجه می‌شوند.

عموما با انتخاب عدد اف بین ۸ تا ۱۱ میتوان وضوح مناسب را به دست آورد. به همین دلیل انتخاب کوچکترین مقدار برای دریچه دیافراگم که کمترین مقدار «پراش» را ایجاد کند و همچنان عمق میدان مطلوب را به دست دهد، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.

***

امیدواریم که بعد از خواندن این مطلب از اهمیت و نحوه محاسبه فاصله هایپرفوکال به خوبی آگاه شده باشید و دیگر بهانه‌ای بر استفاده نکردن از آن نداشته باشید.

به کمک این مفهوم و ابزارهایی که برای محاسبه دقیق‌تر آن در اختیار قرار داده شده نگاه دوباره‌ای به عکاسی طبیعت داشته باشید و تجربیات جدیدتان را با هزارویک بوم نیز به اشتراک بگذارید.

 

6

نظر بدهید

مطالب را هر روز در ایمیل خود دریافت کنید.

[انصراف]