هنر و جامعه

آیا هنر شما را به انسان بهتری تبدیل می‌کند؟

جان  کولترین، آهنگ‌ساز و نوازندهٔساکسوفون جاز، می‌گوید: «اگر می‌خواهی موسیقی‌دان بهتری باشی، انسان بهتری باش»

خلق آثار هنری ممکن است تا حدودی خودخواهانه به نظر برسد. در برخی از هنرمندان همیشه این ترس وجود دارد که خلاقیت ممکن است به ترد آنها از روابط اجتماعی و فرو بردن آنها به تنهایی و انزوا منجر شود. این چنین وسواس‌هایی که بخشی از طبیعت هنر هستند، گاهی ترس‌ها نهفته در انسان را تشدید می‌کنند.

احتمالا به ما آموزش داده اند که توجه خیلی خاص به باورها و خواسته‌های خود، مایه خجالت و نشانه خودخواهی و خودباوری افراطی است؛ و نتیجه آن در بهترین حالت غیرکاربردی و بی‌فایده بودن است. اما باید به این نکته توجه داشته باشید که وقتی یک اثر هنری خلق می‌کنید، آن را برای دیگران انجام نمی‌دهید. حلق هنر مانند کمک کردن در کارهای خانه نیست.

جورج راچبرگ، آهنگساز ِموسیقی‌ کلاسیک معاصر، می‌گوید: «پیگیری هنر چیزی بیش از یادگرفتن و داشتن مهارت‌‌های فنی بر ابزارها یا حتی داشتن یک سبک شخصی است؛ یک سفر معنوی به سمت تعالی هنر و نفس هنرمند است.» هنر به شما این امکان را می‌دهد که بر خودتان فایق آیید و چیزی ورای خود را ببینید.

فِلوطین یا پلوتینوس، فیلسوف یونانی، زندگی‌های ما را با هنر در ارتباط با خلق هنر می‌دانسته و چنین می‌گفت:

چطور می‌توانید زیبایی معنوی یک شخص را ببینید؟ برای این کار به خودتان مراجعه کنید و خوب بنگرید؛ اگر خودتان را زیبا نمی‌بینید، آنگاه مانند یک مجسمه‌ساز، باید ناصافی‌ها و خمیدگی‌ها را بتراشید و دور بریزید و آنقدر این کار را تکرار کنید که به درخشندگی والای انسانی دست یابید.

میشِل فوکو، فیلسوف، تاریخدان و متفکر معاصر، با استنداد به سخن این فیلسوف یونانی می‌گوید:

برای آنکه زندگی‌هایمان را به یک شاهکار هنری با زیبایی‌هایی ارزشمند تبدیل کنیم، باید یاد بگیریم که بدون ترس از دورماندن از روابط اجتماعی خودمان را برای دیگران و در ارتباط با آنها به انسان‌های بهتری تبدیل کنیم.

همه ما بی‌تردید یه نظم، هدف، مهارت، استقامت، پایداری و توانایی زندگی با ابهام و عدم قطعیت هنرمند را تحسین می‌کنیم. مدرسه‌های بسیاری اذعان داشته اند که وقتی کودکان به کارهای هنری مشغولند، بیرون از دایره کودکان دردسرآفرین قرار می‌گیرند.

همدلی

empathy_by_akumohyoukyo-d6t3uhn-w600

مفهوم همدلی در قرن نوزدهم توسط ادوارد تیچنر روانشناس، در توصیف پاسخ‌های احسانسی به آثار هنری، مطرح شد. ارتباط برقرار کردن و درگیر شدن عاطفی با آثار هنری حس همدلی را تحریک می‌کند. این حس از شناخت ما نسبت به ذهن و تجربه‌های دیگران ناشی می‌شود. با این حس می‌توانیم تجربه‌های دیگران را حس و تجربه کنیم و نسبت به آن واکنش نشان دهیم. این حس از کودکی در ما شکل می‌گیرد با خواندن کتاب‌های کودک و کم کم با موسیقی، فیلم، کتاب، شعر و هنرهای تجسمی و بصری رشد می‌کند. از طریق هنر می‌توانیم دنیایی که به دیگران تعلق دارد را درک کنیم و آن را متعلق به خودمان بدانیم.

مطالعات جدید در مغزشناسی نشان از نقش نورون‌های آینه‌ای در ابراز همدلی دارند. به گفته ویکی‌پدیا:

نورن آینه‌ای، نورونی است که هنگامی که جانور عملی را انجام می‌دهد و نیز هنگامی که مشاهده می‌کند که همان عمل را دیگری انجام می‌دهد تحریک می‌شود. بدین‌گونه نورون شبیه «آینه» رفتارهای دیگری را کپی می‌کند، مثل آنکه خودش انجام داده. این نورن‌ها در نخستی‌ها ،انسان‌ها، و دیگر رده‌ها مانند پرندگان دیده‌ شده‌اند.

a18003f4-a5f1-4f19-9ac3-67621aa6e1a0-w600

رشد حس همدلی به نوبه خود شکلی از آینه‌های هنر است. در واقع هنر باعث می‌شود این احساس در ما تحریک شود. هنر زندگی درونی هر یک از ما را مدلسازی می‌کند. این یک نشانه است و با ما این امکان را می‌دهد بیاندیشیم که چطور می‌توانیم با بهره گرفتن از هنر، خودمان و دیگران را به سمت بهترشدن و تعالی هدایت کنیم.

4

نظر بدهید

مطالب را هر روز در ایمیل خود دریافت کنید.

[انصراف]