طراحی جواهرات طراحی صنعتی

اصول طراحی جواهرات : قسمت اول ـ تعادل

پیام بصری که طرح  جواهر شما منتقل می‌کند چیست؟ جواب این سوال را می‌توان در تئوری‌های دیزاین یافت، به ویژه اصولی که در خلق جواهرات به کار برده می‌شوند. اصولی مانند تعادل، نسبیت، تضاد، هماهنگی، پیوستگی، تاکید و حرکت. این اصول برای نحوه چیدمان عناصر (سنگ‌ها، مهره‌ها، قطعات و غیره) در هنر طراحی جواهرات استفاده می‌شوند و هرکدام پیام بصری خاصی را منتقل می‌کنند.

nuggets2پیش از این در مورد المان‌ها و اصول هنر و طراحی در هزارویک بوم خواندیم و با انواع آن آشنا شدیم. در طراحی جواهرات نیز همین اصول اساس کار در نظر گرفته می‌شوند و پایه طرح‌های متمایز و خلاقانه را تشکیل می‌دهند. در این مطب قصد داریم از «تعادل» و انواع آن بنویسیم و با نمونه‌هایی از کاربرد تعادل برای خلق طرح‌های متنوع در جواهرات آشنا شویم.
تناسب وزن بصری عناصر، رنگ‌ها، بافت‌ها و فضاها به اصل تعادل باز می‌گردد. برای مثال ایده طراحی الاکلنگ بر این اساس شکل گرفته است که وزن هر دو طرف یکسان باشد تا این وسیله به وضعیتی پایدار برسد. حالا یک گردنبند را در نظر بگیرید، اگر چند عنصر کوچک در یک طرف داشته باشید می‌توانید آنها را با استفاده از یک عنصر بزرگ‌تر در طرف دیگر، به تعادل برسانید.
توجه به وزن بصری در طراحی به اندازه وزن فیزیکی اهمیت دارد، این تعادل را می‌توان با استفاده از رنگ، بافت، تاریکی و روشنی به وجود آورد. زمانی که عناصر با توجه به وزن بصری که ایجاد می‌کنند به طور مساوی در طرح چیده شوند قطعه جواهر ظاهری متعادل میابد.
تعادل می‌تواند از نوع متقارن، نامتقارن یا شعاعی (چیده شدن دور یک نقطه مرکزی) باشد که توضیح هرکدام را در ادامه می‌خوانیم و نمونه‌هایی از آنها را در تصاویر می‌بینیم.

تعادل متقارن


11

تعادلی است که از طریق انعکاس تصویر به وجود می‌آید. اگر خطی را از مرکز یک قطعه جواهر بگذرانید همه عناصر یک سمت آن به همان شکل در سمت دیگر دیده می‌شوند. نمونه‌ای که در زیر مشاهده می‌کنید نوعی تعادل متقارن است که همه اجزا، رنگ، بافت، شکل و حتی مواد به کار رفته در دو طرف طرح به طور یکسان تکرار شده‌اند.

تعادل نامتقارن

زمانی که چند عنصر کوچک در یک سو با استفاده از عنصری سنگین‌تر (تیره‌تر، بزرگ‌تر یا در تعداد بیشتر) در سوی دیگر، به پایداری می‌رسند تعادل نامتقارن شکل گرفته است. این نوع طرح‌ها معمولا مشکل‌تر از نوع اول هستند زیرا طراح باید دقت زیادی برای ایجاد تعادل در آنها به خرج دهد. برای مثال در شکل زیر اندازه، تعداد، رنگ و مواد متفاوتی در دو طرف به کار رفته است اما در عین حال وزن بصری طرح به تعادل رسیده است.sw10_bb0v_300(2)در نمونه دیگر گردنبند کریستالی را مشاهده می‌کنید که دارای دانه‌هایی با رنگ متفاوت است اما وزن کلی آن به وضعیت پایدار رسیده و از هر دو طرف به اندازه دیده می‌شود.d39_a773_300همچنین در طرح زیر با وجود نامتقارن بودن و تفاوت شکل در هر دو طرف، طراح با افزایش تعداد زنجیرها و به کار بردن دانه‌های تیره در میان آنها وضعیتی متعادل به وجود آورده است.sw09_9b6k_300

تعادل شعاعی

این نوع تعادل زمانی شکل می‌گیرد که تمام عناصر یک قطعه، به دور یک نقطه مرکزی چیده شوند. مثال خوبی که از این مدل در طبیعت وجود دارد ستاره دریایی است. ایجاد یک نقطه کانونی در تقارن شعاعی موجب می‌شود همه اجزا تشکیل دهنده قطعه جواهر نگاه را به مرکز آن هدایت کنند. تصاویری که در زیر مشاهده می‌کنید نمونه‌هایی از این نوع تعادل هستند.3

طراحی نامتعادل

مانند هر هنر دیگری گاهی طراح با علم به این اصول، آنها را تعمدا تغییر می‌دهد. برای مثال بعضی از قطعات جواهر به طور عمدی نامتعادل طراحی می‌شوند، چنین طرح‌هایی اگر با دقت و مهارت خلق شوند می‌توانند جذابیت بصری ایجاد کنند و حس جنبش و حرکت را به وجود آورند.w10_a51r_300در قسمت‌های بعد با اصول دیگر طراحی و کاربرد آنها در طراحی جواهرات آشنا می‌شویم و دیزاین‌های متفاوتی که از این طریق خلق شده است را می‌بینیم. اگر به این بحث علاقه دارید در آینده با هزارویک بوم همراه شوید.

بیشتر بخوانید:

12

نظر بدهید

مطالب را هر روز در ایمیل خود دریافت کنید.

[انصراف]