خوشنویسی گرافیک هنرهای تجسمی

خط نستعلیق – خط زیبای خوشنویسی ایرانی – قسمت اول

خط نستعلیق نشانه‌ای بارز از طبع و ذوق زیباپرست ایرانی و بی‌شک زیباترین و ظریف‌ترین روش نوشتار خط فارسی است که از آن به عروس خطوط اسلامی نیز یاد می‌شود. این خط ترکیبی از خط تعلیق و نسخ است. مختصری در مورد خط نستعلیق و تعلیق در این مطلب و مطلب بعد می‌خوانیم. با ما همراه شوید.

نوشتن پدیده‌ای است که همه‌ی انسان‌ها برای انجام کارهای روزانه و برقراری ارتباط با دیگران به آن نیاز دارند. نیاکان ما در گذشته به خوانا نویسی و زیبا نویسی خط، اهمیت زیادی می‌دادند، بطوریکه کاتبان و افراد خوش خط در جامعه از احترام و جایگاه ممتازی برخوردار بودند.

این امر سبب شد که ایرانیان برای خط پارسی نوعی رسم الخط روان و زیبا به نام نستعلیق پدید آورند، که بعدها به عنوان عروس خطوط اسلامی در دنیا شناخته شد.

ایران شناس مشهور پروفسور پوپ درکتاب شاهکارهای هنر ایران، نستعلیق را چنین توصیف می‌کند، «… صفحه‌ای به خط خوش نستعلیق، جلوه و جمالی دارد که هیچیک از خطوط بشر، با آن نمی‌توان برابری کند» نظری کوتاه به نقشی که خط در فرهنگ و تمدن دارد، ارزش آن را بر ما روشن می‌کند. به راه گزاف نرفته‌ایم اگر خط را مادر همه ی دانش‌ها و دانستنی‌های بشر بدانیم.

اما در حدود پنج سده خط کوفی خط معمول برای نوشتن قرآن، کتیبه‌های بنا‌ها و یا وسیله ی تزئین اشیاء بود. سرانجام در پایان سده ی سوم و آغاز سده‌ی چهارم هجری قمری چهره‌ی درخشانی چون محمد بی علی الفارسی (معروف به ابن مقله بیضاوی شیرازی وزیر المقتدر عباسی) در عالم خوشنویسی جلوه گر شد.

خط کوفی

با ظهور ابن مقله خط وارد مرحله ی تازه‌ای گردید. او از خط کوفی اقلام سته را پدید آورد. این مرحله نخستین و مهمترین گام در راه تکامل هنر خوشنویسی بود که در سده‌های بعد به اوج کمال و زیبایی رسید.

ظهور ابن مقله بار دیگر برتری ایرانیان را بر تازیان فخر فروش و خود پسند ثابت کرد. آنها به ظاهر بر ایران مسلط بودند، اما به راستی اسیر سرپنجه‌‌های نیرومند فرهنگ و هنر کشور داری این مردم شدند. اگر چه سرنوشت ابن مقله نیز چون دیگر مردان نامدار پهنه‌ی سیاست، علم هنر و پیکار (مانند ابومسلم ابن مقنع و برامکه که نبوغ خود را در خدمت تازیان حق نشناس گذاردند)، دردناک و خون آلود است، اما چنانکه گفتیم این آزمون تازه‌ای بود که برتری فرهنگ و تمدن ما را به ثبوت برساند.

در این مقطع از زمان برای نوشتن کتاب یا دیگر نوشتنی‌‌ها از نوعی خط شبیه به نسخ که در نگارش به تعلیقی که بعد‌‌ها وضع شد، بی‌شباهت نبود استفاده می‌شد. بعد‌‌ها در ایران با فاصله‌ای اندک سه نوع خوشنویسی ابداع شد که حاکی از روح زیبا پسند و ذوق و نبوغ ایرانی بود.

این سه خط برای نوشتن فارسی بوجود آمد که به ترتیب عبارت بودند از تعلیق، نستعلیق و شکسته نستعلیق و هنرمندان ما در کوتاه‌ترین زمان ممکن آنها را به اوج زیبایی و تکامل رساندند.

خوشنویسی در این سرزمین در فاصله‌ی سده‌‌های هشتم تا دوازدهم هجری قمری به نهایت کمال و جمال خود رسید. این مهم به دست هنرمندانی توانا چون خواجه اختیار منشی گنابادی، میر عماد سیفی قزوینی و درویش عبدالمجید طالقانی به سرانجام خود نائل آمد.

در این میان، خط نستعلیق نشانه‌ای بارز از طبع و ذوق زیبا پرست ایرانی و بی‌شک زیباترین و ظریف‌ترین روش نوشتار خط فارسی است. اگر چه جمعی را عقیده بر این است که خط نستعلیق پیش از ظهور میرعلی تبریزی وجود داشته، اما آنچه مسلم است وی نخستین کسی است که خط نستعلیق را به صورت مستقل و با قاعده در آورده است.