سینما نقد فیلم

۱۴ فیلم برای اینکه از تعطیلات لذت بیشتری ببرید – بخش آخر

روزهای تعطیل فرصتی برای استراحت یا پرداختن به سرگرمی‌ها و انجام کارهای مورد علاقه است و تماشای فیلم از گزینه‌های بسیاری از افراد است. اما انتخاب فیلم‌های مناسب و جذابی که ارزش تماشا داشته باشند نیز اهمیت زیادی دارد.

در این مطلب سعی شده چهارده فیلم در ژانرهای مختلف برای چهارده روز تعطیلات به شما معرفی شود. در ادامه مطالب پیشین و در بخش آخر این سری، به معرفی چهار فیلم آخر که کمی متفاوت با سایر فیلم های این مجموعه است می‌پردازیم.

۱۱– پرسونا (Persona)

قبل از معرفی این فیلم باید یاد آور شویم که فیلم‌هایی که در بخش آخر قرار گرفته‌اند توضیحات کمتری دارند. این فیلم‌ها را باید تماشا کرد و توضیح کوتاه در قبال آنان نمی‌گنجد و نیازمند مقاله‌ای مفصل است که با جستجویی ساده می‌توان بهترین آن‍ها را یافت. یکی از این فیلم‌ها، فیلم «پرسونا» از اینگمار برگمان شهیر، فیلمساز سوئدی است.

تعریف از این کارگردان در یک یا دو جمله نمی‌گنجد. رساله‌ها و نوشته‌ها در وصف او و فیلم‌های عموما شاهکارش نوشته‌اند. پرسونا هم فیلم عجیبی است که از نمونه های فوق‌العاده کارنامه او به حساب می‌آید.

خلاصه داستان از این قرار است که بازیگری تصمیم به سکوت می‌گیرد تا بیش از این مجبور به نقش بازی کردن و دروغگویی نباشد؛ اما پرستار ویلای ساحلی او زنی متفاوت و امیدوار است. خلاصه داستان ساده است؛ خیلی ساده! اما باید ببینید که برگمان در این فیلم با روانشناسی و انسان چه می‌کند.

سینما یکی از بهترین قالب های هنری برای ارائه هر نوع اندیشه است و به جرات می‌توان گفت بهترین فیلمسازی که اندیشه‌هایش متفاوت و در عین حال انسانی و خالص است و آن‌ها را دلنشین و زیبا ارایه می‌کند برگمان است. کارگردانی که در عین ایستادن روی قله فرم هنری، بدون ترس با مخاطبش صحبت می‌کند. از تاثیرات میهنی این فیلم بگویم بنا بر گفته‌هایی یغما گلرویی ترانه‌ی نقاب سیاوش قمیشی را با الهام از این فیلم سروده است. توصیه می‌شود در اولین فرصت این شاهکار را تماشا کنید!

۱۲- آنی هال (Annie Hall)

از روانشناسی و تاریخ و پست‌مدرن گفتیم، حال بیایید کمی درباره کمدی حرف بزنیم آن هم کمدی آمریکایی ولی نه از نوع چاپلین و لوید و کیتون؛ بلکه وودی آلن، بله! پیرمرد کوتاه قامت دوست داشتنی آمریکایی که در دهه هفتاد محبوبیت خود را روز به روز ارتقا داد و شاید «آنی‌هال» را بتوان بهترین کمدی او نامید.

کمدین موفقی که دوبار ازدواج کرده، روزگار را خود را با سینما رفتن و روانکاو رفتن سپری می‌کند تا اینکه با دختری به نام آنی هال آشنا می‌شود. داستان فیلم شاید کلیشه‌ای و ساده باشد اما چیزی که این فیلم را دیدنی می‌کند متن وودی آلن است، از دیالوگ‌ها تا اتفاقات.

وودی آلن با بهره‌گیری از زبان محاوره‌ای انگلیسی آمریکایی و همچنین بازی خوب و بیان مناسب و بامزه سبک خودش به بهترین و خنده‌دار‌ترین شیوه ممکن شما را با جامعه ی آمریکایی دهه هفتاد و ارتباطات زن و مرد در آن دوران آشنا می‌کند. آشنایی‌ای که شاید اندکی اغراق آمیز یا حتی کمی نادرست باشد به نظر آید اما دید خوبی از بسیاری واقعیت‌های آن دوره به شما می‌دهد و علاوه بر این شما را خندان و سرگرم نگه می‌دارد. نقطه قوت آنجاست که این آگاهی در قالب لحظه های کمدی -که به هیچ عنوان بی محتوا و پوچ همانند بسیاری از کمدی هایی که در داخل و خارج می‌بینیم نیست- در عین خنده، تلنگرهای فکری و اجتماعی نثار ذهنتان می‌کند.

 

۱۳– چریکه تارا (Ballad of Tara)

وقتی از شرق تا غرب و از هالیوود تا اروپا، از سینما سرگرمی تا هنری را مرور می‌کنیم چرا کمی درباره سینما کشورمان نگوییم و یادی از آثار خوب آن نکنیم که در این زمان به شدت به امثال آنها نیاز داریم تا کمی شبه هنر بیمار و سراسر ریا و دروغمان را تسکین دهند؟ وقتی به این سوال فکر می‌کنیم قطعا باید بهرام بیضایی را در ذهن بیاوریم. نمایشنامه‌نویس، فیلمنامه‌نویس، پژوهشگر و فیلمساز بزرگ معاصر ایران. کارگردانی که با چند تن دیگر از شخصیت‌های مشهور هنر ایران، تلاش‌های زیادی برای زنده نگه داشتن هنر ایران کرده‌اند.

خلاصه داستان «چریکه تارا» که شاید بتوان گفت بهترین اثر سینمایی بیضایی در کنار «مرگ یزدگرد» است، روایت از بیوه‌زنی تارا نام می‌کند که همراه دو کودکش تصمیم به کوچ از ییلاق به کومه‌اش می‌گیرد.

چه می‌توان گفت از زبان استوار و محکم این فیلم که حرف به حرف و کلمه به کلمه در ذهن جای می‌گیرد. زبانی که خلوص و زیبایی فارسی را بیش از هرچیزی نمایش می‌دهد. دیالوگ های نغز و با معنا و داستانی که با حوصله و قدم به قدم پیش ‌می‌رود.

بیضایی که بیشتر با عنوان یک تئاتری شناخته می‌شود همواره در آثار سینمایی خود فرم نمایشی‌ای ارایه می‌کند که در عین پرداخته به وجههٔ سینمایی، حس تئاتر و در مواردی نمایش های ایرانی همچون تعزیه را به شما یادآور می‌شود. در راه کمک به این هدف، چه کسی بهتر از سوسن تسلیمی، بانوی شهیر سینمای ایران. به عقیده شخص من بهترین بازیگر زن سینما و تئاتر تاریخ هنری کشورمان است. قدرت و صلابت بیان و جسم او در لحظه به لحظه فیلم چشمگیر است. بیضایی در جامعه‌ای مردسالار و آن هم بعد از انقلاب قدرت و صلابت زن روستایی ایرانی چشمگیر و قابل تقدیر به تصویر می‌کشد و بدون ترس از مرز و محدودیت عصر و روزگار و با کمک سوسن تسلیمی اندیشه های اجتماعی و هنری خود را بیان می‌کند.

 

۱۴- کویانیسکاتسی (Koyaanisqatsi)

بیایید پایانی متفاوت با یک مستند داشته باشیم و حتی با یک مستند متفاوت با اسمی متفاوت و از یک انسان متفاوت! گادفری رجیو کارگردانی که با تعداد آثار کم و خاص خود تاثیر عمیق و بسیار بزرگی بر سینمای روزگار خود و بعد از خود گذاشت.

صحبت از «کویانیسکاتسی» ساده نیست. کویانیسکاتسی قسمت اول سه‌گانه کاتسی است (پواکاتسی و ناکوکاتسی نام های قسمت های بعدی‌اند).

این مستند هیچ حرفی ندارد، نه دیالوگ و نه روایت! اما امان از بافت تصویری و موسیقی حیرت‌انگیزش، شما را جادو می‌کند. این مستند درباره جامعه انسانی مدرن است و تاثیری و شلوغی و بی‌خبری انسان امروز از کارهایی که می‌کند. همین قدر بس که تاثیر تصویری و فرمی که این فیلم بر سینمای بعد از خود گذاشت باعث شد بسیاری این فیلم را نقطه عطفی تصویر در سینما بدانند. سخن کوتاه می‌کنم و این لیست را سرانجام می‌بندم و تاکید می‌کنم حتی اگر تماشای مستند را دوست ندارید، تماشای این فیلم و حتی این شکل از سینما را تجربه کنید. زودتر تماشایش کنید و از جادویش لذت ببرید.

•••

در اینجا و اینجا در مورد سایر فیلم‌های این لیست نیز بخوانید. نظر شما درباره این چهارده فیلم چیست؟ چه فیلم های دیگری را برای این لیست پیشنهاد می‌کنید؟ با ما و دیگران در قسمت نظرات پیشنهادات خود را به اشتراک بگذارید.


نکات یاد شده در مورد فیلم‌های معرفی شده در این مطلب و دو مطلب پیشین، الزاما نظر مجله آنلاین هزارویک بوم را بازتاب نمی‌دهند.

6

نظر بدهید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

مطالب را هر روز در ایمیل خود دریافت کنید.

[انصراف]