فرش

مطالعه و بررسی طرح و نقش فرش ایرانی – قسمت سوم

در مطلب قبل اشاره کردیم که پیوند طرح و نقش قالی‌ها و نقوش تزیینی معماری اسلامی می‌تواند پاسخی باشد برای این سوال که نماد پردازی نقوش برخی قالی‌ها چگونه است. در ادامه این مطلب به پرسش پاسخ می‌دهیم و به بررسی نقش فرش ایران از این منظر می‌پردازیم.

پاسخ را نویسنده در رمز گشایی نقشمایه‌های رمزی و نمادینی نهفته می‌داند که معماری بناهای مذهبی (مساجد و بقعه‌ها و زیارتگاه‌ها) مالامال آنها است و «الهام بخش بسیاری طرح و نقشمایه‌های قالیبافی بوده است». چون در مسجد و صحن و شبستان و منارهایش اثری از شبیه سازی صورت و قامت انسانی نیست «یا چیزی که در چشم مردم مغرب زین از شبیه سازی مذهبی اثر داشته باشد نمادپردازی بناهای اسلامی ممکن است در بادی امر برای کسانی که جویای نمادهای بارز و گونه‌ای «سمبولسیم گویا و صریح» هستند، مبهم و بلکه نامفهوم باشد.

آنگاه که از قید و بند زبان صریح سمبولسیم کلیسایی و سنت شمایل سازی مسیحیت رها شویم در می‌یابیم که گل‌ها و شاخ و برگ‌های اسلیمی و ختایی کاشیکاری‌های بناهای اسلامی و قالیهای اسلامی را زبانی دیگر و غایتی دیگر است که همان تجسم فردوس برین است.

چنین است که نگارنده عامی در گسترش پیچان اسلیمی کاشی‌ها و قالی‌ها بهشت برین و عالم ملکوت را در برابر خود می‌بیند. نویسنده چنین نتیجه‌گیری می‌کند که بسیاری از قالی‌های ایرانی چیزی جز تلاش برای شکوفا داشتن گلزارها و بوستان‌ها نیستند و همه را مقصود آن است که آن باغ آرمانی ملکوتی را بر زمین و عالم خاکی شکوفا سازند.

در خصوص چگونگی شکل یافتن نقشه‌های فرش ایران به ویژه آنچه که در سطور پیش به نقل از هیلمن در بیان نماد باغ آرمانی بر روی زمین و در میان فرش ایرانی گفته شد، مباحثی نیز توسط کورت اردمان در کتاب مشهور وی «هفتصد سال قالی شرق» عنوان شده است.

اما برای اولین بار دکتر علی حصوری به بررسی دقیقتر این قبیل نقوش در قالی ایران پرداخت و از همانجا توانست ماهیت نقشه‌های لچک و ترنج و شکارگاه را که از طرح‌های بنیادی فرش ایران هستند، اشکار سازد:

«دسته ای از قالی‌های تاریخی ایران به طور مشخص و با وضوح و دسته‌ای دیگر تلویحا نقشه باغی را تصور می‌کنند. نام اصیل ایرانی برای این نقش‌ها گلستان است که به علت رواج آن در قدیم، در ترکیه هم به همین نام (gulistan) معروف است.

در دوره صفوی ظاهرا آن را گلزار هم می‌نامیده‌اند. روی این فرش صفوی کتیبه‌ای وجود دارد که یک مصراح آن چنین است: نقش گلزار ز رویش خجل است. متاسفانه عمده مترجمان و مولفان معاصر، یه ترجمه از انگلیسی، فرانسه و آلمانی آن را نقشه باغی می‌نامند، که زیبا هم نیست. چنانکه خواهیم دید می‌توان آن را فردوس، پالیز و امثال آن هم نامید.

از نمونه طرح‌های الهام یافته از طبیعت - طرح درختی

از نمونه طرح‌های الهام گرفته از طبیعت – طرح درختی

از نخستین دانشمندانی که به این نکته توجه جدی کردند، باید از آرتور آپهام پوپ نام برد که در جستجوی زمینه‌ها یا بنیادهای طرح ایرانی، پیش از هر چیز به نقشه باغ‌ها و تصور ایرانی از باغ فردوس ( Paradise ) که گلستان مینوی است توجه کرد.

فکر باغ را نمی‌توان از مفهوم فردوس جدا کرد، زیرا فردوس باغی است عظیم‌تر، با زیبایی‌های پایدار و با جذابیت‌های گوناگون و فراوانتر. این باغ فردوس یکی از اساسی‌ترین مفاهیم در تمام فرهنگ ایرانی است و همیشه موقعیتی مرکزی در اندیشه و احساسات ایرانیان داشته است.

فردوس، چنان که از معنی ریشه آن بر می‌آید باغی است محصور، با چند حصار پشت سرهم که یک حصار آن از همه بلندتر و پهن‌تر است. معمولاً هفت حصار وجود دارد به طوریکه اهریمن نتواند به آن راه پیدا کند. حاشیه‌های مکرر مخصوصاً یک حاشیه پهن و مشخص میانی در فرش ایران همین دیوارهای مکرر فردوس است. فردوس دارای سرچشمه آبی است.

ازلی – ابدی به طوری که همیشه آب در آن جریان دارد و هیچ گاه قطع نمی‌شود در فردوس انواع حیوانات اهلی و وحشی و گیاهان، از بهترین انواع وجود دارند و بدون داشتن نیاز، بدون آسیب اهریمن و مرگ،‌ زندگی شاد و جاودانه‌ای را می‌گذرانند. به همین دلیل جای جای آن دارای آبگیرهایی است و در آن ماهی‌ها و پرندگان آبی زندگی می‌کنند.

حرکت آب در فردوس و اصولاً طرح این باغ دارای دارای نظم هندسی بوده است، به این معنی که شبکه‌های مستطیل یا مربعی با جوی‌های آب بوجود می‌آمد. در عمده آنها چهار جوی و آبگیرهایی وجود داشت به طوریکه جریان آب شبکه‌ای از چهارگوش‌ها (مربع یا مستطیل) و آبگیرهایی به همین شکل و احتمالاً گرد پدید می‌آورد، که آگر آبگیرها را مرکز الگو قرار دهیم، باغچه‌های شش قسمتی پدید می‌آید، به طوری که در چهار طرف هر آبگیر بیست و چهار باغچه مشترک با چهار آبگیر دیگر پدید می‌آید.

این نشان می‌دهد که احتمالاً الگوی دوازده قسمتی که از مبانی تقسیم‌های ایرانی است در باغ رعایت می‌شده است. در کنار نخستین دیوار درونی باغ هم جوی آبی (جزو شبکه) قرار داشت و در واقع تمام سطح باغ تحت پوشش شبکه‌های جوی‌ها بود. مردم نواحی مذکور تا حدود دریاچه وان امروز در شمال و تا نزدیکی‌های دریای مدیترانه در غرب برای تجسم این گلستان مینوی، نه تنها محیط زندگی خود یعنی آبادی‌ها و شهرها، بلکه باغ‌هایی شبیه فردوس متصورخود ساخته بودند که چشمه‌ای مهم یا شعبه‌ای از رود بزرگی به آن راه داشت و به طور عمده هفت حصار داشت که یکی از همه استوارتر یعنی پهن‌تر و بلندتر بود و پهنای آن گاه غیر قابل باور، مثلاً شصت ارش (گز) ، اما دیواره‌های پنج تا ده گزی عادی بود. این حصار نه برای جلوگیری از نفوذ دشمن بلکه برای دور ماندن از گزند اهریمن بود.

فرش شکارگاهی

فرش شکارگاهی

آب چشمه یا رود درون فردوس شبکه‌ای می‌ساخت که توصیف شد. در این فردوس از انواع حیوانات، مخصوصاً حیوانات وحشی، ماهی و پرندگان می‌انداختند.

البته ماهی همراه آب و پرندگان هم خود به درون چنین محوطه امن وآسوده‌ای می‌آمدند، زیرا فردوس‌های زمینی هم مقدس بودند و از آنها سخت نگهداری می‌شد. انواع درختان و گیاهان، مخصوصاً گل‌ها را در آن می‌کاشتند و دقیقاً شکل گلستان یا باغی را می‌یافت که دارای گل کاری و درختکاری منظم و مرتب و سنجیده، با شبکه آبیاری و راه‌هایی برای عبور داشت. توصیف فردوس‌ها وآبادی‌هایی با برخی از این مشخصات در آثار فراوانی آمده است».

تا به این لحظه با جزیی از آثار و تفکرات برخی از اندیشمندان غربی در مورد ماهیت نقش‌های فرش ایرانی و در کنار آن با نظرات محققانه پژوهندگان ایرانی آشنا شدیم.

در مطلب بعد با معرفی و بررسی چند جستار جدید در نقش‌های فرش ایران که توسط پژوهندگان ایرانی انجام یافته، به اختصار با بیان نماد گونه و رمز پردازانه ی تعدادی از نقش مایه‌ها نیز اشنا می‌شویم. هر چند در این مختصر امکان ارائه همه این نظرات وجود ندارد.

5

نظر بدهید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

مطالب را هر روز در ایمیل خود دریافت کنید.

[انصراف]